تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1769
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۶۹: بحثها
ارتش در اطراف اسنور، که با بدن عظیمالجثه خود از نوآ محافظت میکرد جمع شد. اکثر جانوران جادوییای که در طول پرواز اژدها بهخدمت گرفته شدهبودند با دیدن آن محیط آبیرنگ آبدهنشان راه افتاد، اما اسنور بلافاصله خطاب به آنها با دهان مار مانندش هیسی کرد تا حساب کار دستشان بیاید و درست رفتار کنند.
دوانلونگ و شب نیز از بدن نوآ بیرون آمدند و برای مدیریت کردن سربازان جدید شروع به فریاد زدن کردند. آنها نوآ را خیلی خوب میشناختند، و میدانستند که اگر او اکنون هوشیار بود چگونه این سربازان حیران را مدیریت میکرد.
البته، خیلی زود مشخص شد که انگار لازم نیست که برای مدیریت آن هرج-ومرج از خود زیادی مایه بگذارند، چرا که ناگهان هالهای سنگین از آسمان بر روی محیط افتاد، و تمام آن جانوران جادویی جدید و حریص را سرکوب کرد. الکساندر، احمق، و باقی ارشدهای رتبه هشت که در قلمرو مانده بودند در آسمان ظاهر شدند، و هاج و واج از شرایط پیشرویشان شروع به بررسی وضعیت و آشفتگی سطح سیاه کردند.
الکساندر درحالی¬که به یارانش نزدیک میشد پرسید: «شماها چیکار کردین؟ اونجا دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ فقط برای چند دهه از اینجا دور بودین. چهجوری تونستین کار رو به جایی بکشونین که همه دنیا رو از بین ببرین؟»
ویلفرد توض...
کتابهای تصادفی

