تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1775
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۷۵ - ۱۷۷۵ . آشنا نوآ از اینکه دنیل تصمیم گرفته بود قدم جلو بگذارد و تمام تلاش خود را برای پیشبرد سفر تهذیب انجام دهد، واقعا خوشحال بود. نور تهذیبگر برخی نقاط مشترک با آسمان و زمین داشت، اما تفاوتهایی هم داشت. دنیل فقط میخواست از آسمان و زمین اصول خلوص را بیاموزد تا خودش را بهتر کند. نوآ در گذشته جهان را مطالعه کرده بود تا رشد کند، بنابراین او نمیتوانست چیز زیادی در مورد این موضوع بگوید. نفرت او از حاکمان باعث نمیشد که این شانس را از دوستش بگیرد. این مأموریت پس از تولد شافو نیاز به آماده سازی دیگری نداشت. نوآ فقط باید منتظر میماند تا اژدها شخصیت خود را قبل از اینکه حرکت کنند ثبات بخشد و همگروهیهایش بدشان نمیآمد که چند هفته را در این منطقه سپری کنند. گروه بعد اینکه شافو یک شخصیت بالغ و بدون ویژگیهای ناپایدار پرورش داد، حرکت کردند. ارشدان بر روی پشتش پریدند و در آسمان پرواز کردند تا زمین سیاه را ترک کنند. قدرت شافو به ارشدان ضعیفتر در پشتش آسیبی نمیزد، اما نیروی مکش طبیعیاش باعث میشد که آنها تقریباً نتوانند تهذیب کنند. انرژی موجود در محیط به سمت موجود جریان مییافت، بنابراین تیم نیاز داشت تا از آن جریانات نازک انرژی دزدی کند. البته، این به سختی برای فعال کردن مراکز قدرت آنها کافی بود. جهان اساساً فاقد انرژی بود، زیرا بیشترش درون غولهای باقیمانده قرار داشت یا قبلاً با آسمان ترکیب شده بود. نیروی مکش شافو تنها وضعیت را بدتر کرد زیرا بر آن قدرت اولویت داشت. نوآ میتوانست انرژی شافو را بگیرد و آن را به سمت مراکز قدرتش هدایت کند، اما دلیلی برای این کار نداشت. اژدها چیز زیادی جذب نمیکرد و به آن نیرو نیاز داشت تا بعد جداگانهای درون بدنش شکل گیرد. شافو فضای جداگانهای داشت، اما اکنون یک منطقه خالی محض پوشیده شده توسط ماده تاریک بود. این موجود به انرژی زیادی نیاز داشت تا آن را به ابعادی مناسب تبدیل کند که بتواند برای ارتش جانوران جادویی مناسب باشد، و تنها منبع انرژی در غول بود. نوآ چند سال منتظر ماند تا اجازه دهد شافو به غولهای نادر در مسیر حمله کند. موقعیت جدیدشان تاثیری بر زمین سیاه نداشت، حتی اگر پادشاه الباس تصمیم به جابجایی آن داشته باشد، بنابراین اژدها میتوانست تمام قدرتش را بهکار گیرد و پتانسیل واقعی خودش را نشان دهد. صحنه به طرز عجیبی از انتظارها فاصله داشت. شافو بسیار بزرگ بود و سط...
کتابهای تصادفی

