فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1776

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۷۷۶: دروغگو

«خودم تنهایی این کار و می‌کنم.» نوآ در هنگام خروج از شافو اعلام کرد: «این یه چیزه شخصیه.»

گروهی که پشت سرش بود بعد از شنیدن این حرف‌ها نمی‌توانستند چیز زیادی بگویند. آن‌ها نوآ را تماشا کردند که اژدهای عظیم را ترک کرد و در اطراف دو غول و نزدیک منطقه سیاه پرواز کرد و در همان حال رهبر مار ابدی بدنش را بلند کرد و اندازه عظیم خود را آشکار کرد.

نوآ بلافاصله می‌توانست طرح آن لانه را بفهمد. او چیزی مشابه با اسنور را دیده بود زمانی که هنوز یک مار آلبینو بود. بیشتر موجودات برای حفظ انرژی خود در خواب زمستانی بودند. آن‌ها به دلیل شرایط سخت محیط، جذب تنفس خود را به حداقل می‌رساندند.

رفتار آن‌ها ناشی از غرایز آن‌هاست. مارهای ابدی فهمیده بودند که خیلی زود جهان، انرژی کافی برای تأمین آن‌ها را نخواهد داشت، بنابراین برای به تاخیر انداختن عذابِ اجتناب‌ناپذیر به خواب زمستانی متوسل شدند.

نوآ از قبل می‌توانست تصور کند که پس از خالی شدن سرزمین‌های جاودانه آن‌ها به آدم‌خواری متوسل می‌شوند. فقط چند هزار سال طول می‌کشد تا این نتیجه به وقوع بپیوندند، اما ورود او به آن‌جا می‌تواند از این نتیجه جلوگیری کند.

«هی، نمی‌تونیم خاطرات قبلی‌مون باهم و فراموش کنیم.» نوآ با غرولندی آهسته پرسید: «سال‌ها از وقتی که با هم علیه شهر غرش جنگیدیم می‌گذره. من معتقدم که هر دومون از اون سود بردیم.»

«صدات آزاردهنده‌ست.» مار ابدی رده بالا خش‌خش کرد: «تو یه خائنه دروغگویی!»

مار خود را جمع کرد و از بدن بزرگ خود به عنوان فنر برای یورش به سمت نوآ استفاده كرد. یخ نقره‌ای در حین آماده شدن برای شلیک در دهانش جمع شده بود.

ديدن خائن باعث شده بود كه وضعيت خود را رها كند. مار اهمیتی نمی‌داد که حمله‌اش باعث می‌شود غول‌ها سریع‌تر نابود شوند. فقط می‌خواست موجودی را که جرأت کرده بود او را فریب دهد بکشد.

هنگامی که مار به نوآ برخورد کرد، صدایی بلند و یک سری امواج شوک در منطقه پخش شد. با این حال، حمله نتوانست او را وادار کند حتی یک قدم به عقب برگردد. فقط کافی بود دستش را بالا بیاورد تا این حمله‌ی تهدیدآمیز را متوقف کند.

مار به سختی می‌توانست چیزی را که با چشم‌ها و حواس خود می‌بیند باور کند. پس از انجام چنین شاهکاری، ناگزیر غرور چهره‌ی نوآ را پوشاند. او بدو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی