تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1784
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1784: خندهها
ارشد الباس در حالی که سعی داشت موجود خالی را بررسی کند به نوآ یادآوری کرد: «ما نمیتونیم با این تهدید نامشخص تو خلاء به کاوش بپردازیم.»
نوآ توضیح داد: «آره ولی ما میدونیم که اونا از تیزیم میترسن، این نباید به ویژگیهای ویژم وابسته باشه. ما به راحتی میتونیم با قدیس شمشیر اونها رو مدیریت کنیم.»
ارشد الباس درحالی که به سمت قفس خم شد و به چانهاش دستی کشید با آهی گفت: «هنوزم باید اونارو آزمایش کنیم، ای کاش میتونستیم اطلاعات بیشتری درباره این موجود قبل از برگشتن بدست بياريم، اما من نمیتونم باهاش تعاملی داشته باشم.»
نوآ پیشنهاد داد: «یه چی هست که میتونیم امتحان کنیم، نگه داری اون اینجا بیفایدس. تو نمیتونی به بررسی خلاء برسی.»
ارشد الباس با چهرهای گیج به او نگاه کرد که به چهرهای کنجکاو تبدیل شد وقتی فهمید که نوآ دوباره قصد انجام کاری عجیب را دارد.
نوآ به درون شکاف پایین رفت و منتظر ماند تا ارشد الباس اقلامش را بردارد و سپس به سمت طرف دیگر پرواز کردند. این دو ارشد به طور تکنیکی به مناطق زیر آسمان برگشته بودند، اما در لبههای تونل سفید باقی ماندند زیرا چیزی برای آزمایش داشتند.
ارشد الباس وقتی دید که نوآ در قفس دریچهای به سمت آسمان سفید ایجاد میکند پرسید: «چرا این باید باعث واکنش بشه؟»
نوآ با خنده گفت: «هیچ ایدهای ندارم، اما چیزی به این عجیبی باید یه ارتباطی با آسمان و زمین داشته باشه. ممکنه آسمان چیزی بیشتر درباره این موجود پس از جذب اون به ما نشون بده.»
ارشد الباس در ذهنش خندید. آسمان و زمین میتوانستند به دلخواه کل لایه بالاتر را نابود کنند، آنها کنترل سیستم وسیعی از جهانها را داشتند، اما نوآ میتوانست آسمان آنها را مانند یک واکنش دهنده ساده در نظر بگیرد اگر وضعیت ایجاب میکرد.
شکل انسانی کوچک بلافاصله از دریچه قفس خارج شد، اما وقتی دید که سفیدی آسمان در مسیرش قرار دارد، تردید کرد و جلو نرفت. به نظر میرسید ترسیده باشد، اما نوآ اجازه نداد که همچنان بیحرکت بماند.
بخشی از قفس ناپدید شد وقتی که نوآ آن را به سمت آسمان قرار داد. ماده سفید در عرض زمانی کوتاه انرژی داخل ماده تاریک را جذب کرد، اما نوآ به این موضوع اهمیت نمیداد. او تنها میخواست ببیند که موجود محبوس به جلو حرکت میکند یا نه.
موجود...
کتابهای تصادفی



