تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1790
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1790: تنبلی
به طرز عجیبی، ماموریت تنها با چند مشکل مواجه شد. موجودات خالی تهدیدی مداوم بودند که نوآ و قدیس شمشیر را ناچار کردند به مبارزه بپردازند در حالی که گروه درون خلا پرواز میکرد، و برخی ابعاد جداگانه لایههای پیچیدهتری داشتند.
با این حال، ارشدان با چیزی مواجه نشدند که آنها را وادار کند قدرت واقعی خود را به کار گیرند. آمادگیهای گسترده آنها به نظر میرسید که برای پوشش هر وضعیت غیرمنتظره کافی باشد، اما این پاسخ، بدگمانترین شخص میان آنها را راضی نکرد.
نوآ به تدریج متوجه شد که خلا خطرات بزرگی ندارد. به نظر نمیرسید آسمان و زمین حتی به دنیاهای درون سیستمشان توجه کنند. اگر شاهالباس اقلام مورد نیاز برای جلوگیری از گم شدن را در اختیارش قرار دهد، ممکن بود ماموریت را به تنهایی به پایان برساند.
البته، نوآ هرگز از احتیاط خود کم نکرد. او واقعاً مراقبتر شد در حالی که شافو به جذب دنیاها در فضای جداگانهاش ادامه میداد.
سزار به گروه گفته بود که آسمان و زمین از نیتهای آنها مطلع هستند. ارشدها حتی در بسیاری از سرقتها موفق بودند، اما اقدامات آنها هیچ تنبیهی را به دنبال نداشت. حکمرانان اساساً اجازه میدادند که آنها دنیا را بازسازی کنند.
نوآ حتی برای یک لحظه هم باور نکرد که آسمان و زمین انرژی خود را برای تخریب لایههای بالاتر صرف کردهاند فقط برای باز کردن مسیری برای او. تنها فکر به اینکه حکمرانان ممکن است چنین اشتباه عظیمی کرده باشند، غیرمنطقی به نظر میرسید، اما سفر به آرامی ادامه یافت.
گروه حتی نتوانستند به این فکر کنند که آسمان و زمین چگونه ممکن است از تلاشهای آنها بهرهبرداری کنند. نوآ قصد داشت انرژی جمعآوری شده در ماموریت را برای بازسازی لایههای بالاتر استفاده کند، اما آن زمینها حاوی جهشهای او بودند، بنابراین حکمرانان نمیتوانستند به راحتی آنها را به حالت قبل برگردانند.
همه چیز به نظر میرسید که بر ضد آسمان و زمین باشد. آنها به دلیل مصرف اولیه انرژی و از دست دادن برخی از منابع ارزشمندشان دو بار ضرر خواهند کرد. به طور نظری، دزدیدن دنیاهای شکسته باید بدترین عمل نوآ در نظر حکمرانان باشد، اما آنها حتی زحمت ندادند که او را متوقف کنند.
پیوستگی نگرانی و سردرگمی، گروه را متوقف نکرد. ارشدان به سفر طولانی خود در سراسر خلاء ادامه دادند و مصرف انرژی خود را محدود کردند، چرا که محیط هیچ «نفسی» برای جذب نداشت.
آنها حتی از تصاحب نور لایهها خودداری کردند چون نمیخواستند آسمان و زمین را عصبانی کنند، به همین دلیل انرژی موجود در مراکز قدرتشان به تدری...
کتابهای تصادفی


