تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1794
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۹۴: کمین کردن
گروه تهذیبگران، جانوران جادویی و دورگهها، سلاحها و دستهای خود را به سمت فضای خالی نشانه رفتند و منتظر بودند تا از فضای جداگانه بیرون بیاید.
غلظت ایجاد شده توسط آن وجود هر ناحیهای را میلرزاند، اما خلأ به دلیل عدم وجود ماده استثناء بود. بالاخره چیزهایی در حال ظاهر شدن بود؛ هر لحظه که هالهای شدید بر روی نقطهای که چتر دریایی قرار بود از آن خارج شود متمرکز میشد، نوسانات جزئیای به صورت چشمک زدنهای ضعیفِ نور بنفش به چشم میخورد.
نور چشمکزن تشدید شد. ناگهان آن پرتوها به تودهای از نور بنفش کمرنگ تبدیل شدند که شکل چتر دریایی عظیم را به خود میگرفت. رعد و برق از بدن آن تراوش میکرد زیرا جراحات ناشی از بریدگیهای نوآ بزرگ شده بودند. موجود در حال تجربهی فشار کامل فروپاشی فضای جداگانه بود و این فرایند وضعیت آن را بدتر میکرد.
زخمها خونریزی نمیکرد. فقط یک مایع متراکم بنفش کم¬رنگ از آنها خارج میشد و امواج انرژی آنها را همراهی میکرد. چتر دریایی بر آن انرژی درون بدنش کنترلی نداشت، بههمین دلیل انرژی به همراه آن مایع از بدنش سرازیر شده و در خلأ پراکنده میشد.
نوآ در ذهنش قبل از استقرار دنیای تاریک فحش داد؛
- فاک!
دریای ماده تاریک خیلی زود چتر دریایی را فراگرفت و مطمئن شد که انرژی آن را حفظ میکند. انرژی بیشتر و بیشتر از آن موجود سرازیر شد، اما نوآ همچنان آن موجود را به دام انداخته بود و اجازه نمیداد انرژی از بین رود.
اطمینان از اینکه انرژی در جای خود باقی میماند بسیار مهمتر از مهار چتر دریایی بود. موجود احساس درد نمیکرد، اما به¬وضوح میدانست که علت ناراحتیش آزاد شدن بیوقفه انرژی از درون بدنش است.
هنگامی که بخشی از انرژی خود را از دست داد، پوست آن کم¬رنگتر شد. با توجه به آن صحنه، آن موجود تنها ظرفی برای نگه داشتن آن انرژی بوده است. رفتار آن شبیه انگل نوآ بود تا یک جانور جادویی واقعی.
- به من نگو تنها کاری که کرده رشد کردن حول محور این انرژی بوده.
نوآ هنگام بازرسی صحنه تعجب کرد.
دنیای تاریک به دیگر ارشدها اجازه میداد تا درون آن را بررسی کنند. همگی در انجام حملات جدید تردید داشتند زیرا زخمهای ایجاد شده از قبل همچنان در حال بزرگ شدن بودند. آنها نمیدانستند که آیا موجود قبل از ناپدید شدن فشار ناشی از زخمها میمیرد یا نه، اما نمیخواستند وضعیت آن را بیدلیل بدتر کنند. آن...
کتابهای تصادفی
