تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1808
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1808. بهترین
صورت موجود انساننما هیچگونه ویژگی نداشت. سرش فقط یک دهان بزرگ داشت که از دو طرف با دو ردیف دندان تیغی پر شده بود. بازوهایش دراز بود و به هفت پنجه ختم میشد و پاهای باریکش دو مفصل زانو مانند به علاوه مچ پا و کمر داشت.
هرگز موجودی شبیه به این را نه دیده بود و نه حتی شنیده بود. او حتی نمیتوانست آن را با حواس خود بررسی کند، زیرا امواج ذهنی او به سختی متوجه آن وجود عجیب میشدند.
سایر ارشدان نیز در وضعیت مشابهی بودند. آن وجود ناآشنا در ذهنشان ظاهر نمیشد. به نظر میرسید ویژگیهایی شبیه به موجودات خالی در خلأ را داشته باشد و ولی تواناییها ویژگیهای آنها بهم نمیخورد.
موجود پس از جمع شدن لکههای سیاه در قسمت پایین آسمان ظاهر شده بود. موجودات خالی در خلأ، ممکن است دنبالهای از انرژی پراکنده شده در طول تخریب تونل ابعادی را دنبال کرده باشند، اما این ایده هنوز بسیاری از سوالات را بیپاسخ باقی گذاشته بود.
موجودات خالی نمیتوانستند به سرعت گروه برسند. تنها موجوداتی که در نزدیکی آسمان ظاهر شده بودند میتوانستند در آخرین لحظه وارد سوراخ شوند، اما این نیز کل وضعیت را توضیح نمیداد.
لایه سفید قبل از ظهور موجود عجیب بسته شده بود، یعنی موجودات خالی باید از قبل از آسمان عبور میکردند تا بتوانند در سرزمینهای فانی ظاهر شوند.
این از نظر تئوری غیرممکن بود، به خصوص که پادشاه الباس قبلاً آزمایش کرده بود که در صورت تماس بین موجود خالی و آسمان چه اتفاقی میافتد. آنها قوانینی را که آسمان و زمین از آنها سلب کرده بودند، به دست میآوردند و به شکل اولیه خود باز میگشتند.
اکنون وضعیت بسیار متفاوتتر به نظر میرسید، اما همچنان معتقد بود که موجودات خالی با آن وجود عجیب ارتباطی داردند. به هر حال، تنها خلأ و مناطق بادخیز میتوانست گونههایی را در خود جای دهد که میتوانند او را غافلگیر کنند، و منشأ موجود سیاه در آن موقعیت کاملاً مشخص بود.
شیطان آسمانی پرسید:، «یعنی آسمون و زمین بالاخره یه چیزی سمتمون فرستادن؟» مشخص بود که کاملا هیجانزده است، اما دوستانش به سرعت با او مخالفت کردند.
رابرت پرسید: «اخه چجوریه میشه اون موجود و به آسمون و زمین نسبت داد؟ اصلاً هالهای نداره. بیشتر شبیه اون رفقای بیریختمون تو خلأست.»
به نظر میرسید آسمان با شنیدن مکالمه آنها انرژی بيشتري گرفته. لکه سیاه دیگری در زیر موجود که وارونه ایستاده...
کتابهای تصادفی

