تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1822
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1822 - 1822. مادر
آسمان به گونهای بود که انگار میخواهد سخن بگوید، اما هیچ کلمهای ازش بیرون نیامد. در عوض سفیدی، با ادامه پیدا کردن زمزمه شدیدتر شد.
نوآ و دیگران نمیدانستند چه اتفاقی در حال وقوع است، اما به طور غریزی عقبنشینی کردند و تدابیر دفاعی به کار گرفتند. همه آنها منتظر بودند تا آسمان و زمین حرکت خود را انجام دهند و نشان دهند که چگونه با این کاهش انرژی برخورد میکنند.
در مناطقی که با نور سفید شدید میدرخشید، ناگهان ستونهایی از نور درخشان ایجاد شد. نور از آن ستونها در اطراف پخش گردید و همه جا را درخشش خود فرو برد.
قوانین آشفتهای که منطقه شنی را در بر گرفته بود، توسط ستونهای نور سوزانده شد. آنها درست در مقابل چشمان ارشدها فرو ریختند و بدون هیچ هدفی، به حالت انرژی مطلق خود بازگشتند.
هنگامی که کل منطقه ناپدید شد، ستونهای نور نیز ناپدید شدند و انرژی آزاد شده از این فرآیند به سمت آسمان جاری شد. آسمان و زمین خواهان بازگشت آن انرژی بودند.
شیطان آسمانی در حالی که جرعهای از کوزهی خود مینوشید، نظر داد: «جای تعجب نداشت.»
ویلفرد پرسید: «چقدر نوشیدنی توی حلقهت داری؟»
«هیچی ندارم.» شیطان آسمانی شانههایش را بالا انداخت. «فقط هروقت که بخوام بنوشم، خود به خود توی حلقهم ظاهر میشه.»
«قول میدم اگه لازم شد خودم بخورمت نه اینکه بذارم آسمون و زمین بگیرنت.» نوآ اعلام کرد: «از اتفاقی که بعد از جذب کردن تو میافته میترسم.»
«وارث من خیلی باهوشه.» شیطان آسمانی در حالی که دوباره از جام خود مینوشید نظر داد.
«چرا اونا این سرزمینا رو نابود میکنن ولی اجازه میدن انرژیای که از خلأ دزدیدم رو نگه داریم؟» پادشاه الباس در حالی که چانه خود را میخاراند پرسید.
الکساندر پیشنهاد کرد: «شاید نیاز دارن تا وقتی که سرزمینهای بالایی جدید تموم بشن، داخل طوفان باشن.»
«یا شاید سرزمینهای بالایی بدنشون باشن.» نوآ فریاد زد: «و زمینهایی داخل طوفان هستن که یه بخشی از رازهاشون رو مخفی میکنه.»
«میتونیم اینو بهعنوان یه بازسازی سادهی جهان ببینیم.» الکساندر اظهار داشت: «اما در حقیقت، ممکنه این برنامهریزی مرکز جدید قدرتشون باشه.»
«سریع نتیجهگیری نکنین.» پادشاه الباس خرخر کرد: «اینم فقط یه نظریه دیگهست که نمیتونیم اثبات...
کتابهای تصادفی

