فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1825

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1825 - 1825. بیان

نوآ کاملاً هوشیار بود و مراکز قدرتش را تحت کنترل داشت. حوزه ذهنیش به درستی کار می‌کرد، ماده سیاه مثل همیشه جاری بود، سیاه‌چاله طبق معمول می‌چرخید و بدنش قدرت معمولش را داشت. با این حال، چیزی می‌دید که نمی‌توانست واقعی باشد. لیلی مرده بود و آن عمارت هزاران سال پیش به خاک تبدیل شده بود.

لیلی تکان نمی‌خورد، اما مانند یک تصویر یا نقاشی به نظر نمی‌رسید. وقتی نوآ او را بازرسی کرد، احساس کرد زنده است و همین امر برای بقیه عمارت نیز صدق داشت. او حتی می‌توانست به داخل آن مواد نگاه کند و ببیند که «نفس» ضعیفی آن مواد را پر می‌کند.

- چه اتفاقی افتاده؟

نوآ نمی‌دانست چه فکری کند.

در واقع مدت‌ها بود که نوآ به لیلی فکر نکرده بود. زندگیش در سرزمین‌های فانی، پس از تجربه ماجراهای طولانی سرزمین‌های جاودانه، چیزی جز رویایی کوتاه نبود. بسیاری از وقایع معنادار در سرزمین‌های پایین رخ داده بود، اما به اندازه‌ای از آن‌ها گذشته بود که دیگر چیزی در خاطراتش باقی نمانده بود.

- ممکنه هاله اژدها ادراکم رو بهم زده باشه؟

نوآ تعجب کرد و رگه‌ای از خشم در درونش موج زد.

- یعنی می‌تونم این رویا رو از بین ببرم؟

هاله‌ای خشونت‌آمیز از بدن نوآ بیرون زد و شروع به پخش شدن در محیط کرد. عمارت بالون واقعی تنها با یک پلک زدنش از هم می‌پاشید، اما نسخه کنونیش انعطاف‌پذیرتر بود. عمارت افکار خشونت‌آمیز نوآ را تحمل کرد تا اینکه شکاف‌هایی در صحنه ظاهر شد.

نوآ دستش را بلند کرد و به منطقه‌ای بزرگی اشاره کرد، اما ناگهان دستی شانه‌اش را لمس کرد. او بلافاصله برگشت و خود را برای حمله آماده کرد، اما قدرت انباشته شده‌اش برای حمله، با دیدن شیطان آسمانی پراکنده شد.

«روی برگشتن تمرکز کن.» شیطان آسمانی با صدایی آرام فریاد زد: «بهش حمله نکن. فقط به یاد بیار که کجا هستی.»

حواس نوآ تایید کرد که شیطان آسمانی واقعی است. سطح تهذیبش همانگونه‌ای بود که به یاد می‌آورد، هر ویژگی بدنش با خاطراتش مطابقت داشت. درخشش لاجوردی ضعیفی که از دستش پخش شد به نوآ کمک کرد آرام شود و او به سرعت چشمانش را بست تا از آن دستورات پیروی کند.

در حالی که روی آخرین خاطره‌ی واقعیش تمرکز می‌کرد، غرشی ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی