تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1834
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1834-1834. تاثیر
همه چیز به سرعت در حال اتفاق بود و نوآ و دیگران به سختی توانستند همراه شوند. گروه اژدها با کمک رهبرانشان در عرض چند دقیقه بیشتر تهدیدات را شکست دادند، اما آسمان و زمین پاسخ به موقعی آماده کرده بودند.
ارتش تهذیبگران شامل دهها ارشد رتبه ۸ و چند رهبر در رتبه نهم بود. بیشتر آنها فقط موجودات مرحله گازی بودند، اما آنها منبع اصلی خطر در صحنه نبودند.
ازدحام عظیم پشت سر آنها از طوفانها عبور کرد و به سوی گروه اژدها حمله کرد. هالهای که آنها منتشر میکردند باعث شد که طوفان دوم به موجی از بادها تقسیم شود که با بلاهای اول ترکیب شده و ساختار آن را تقویت کرد. ازدحام سوسکهای بالدار شامل چندین موجود در بالاترین سطح بود، و دو اژدهایی که مشغول مبارزه با زن بودند، نیاز به توقف و بررسی قدرت آنها احساس کردند.
زن در حالی که به سمت سربازانش پرواز میکرد با خندهای گفت: «حاکما شما رو بارها توی نبرد دیدن، شما حتی نمیفهمیدین که یه شکست کوچک ما رو غافلگیر کنه.»
سه رهبر هرگز تلاش نکرده بودند که فرد مبارز را غافلگیر کنند، اما ورود تهدید جدید به آنها احساس آن را داد. با این حال، آنها به سرعت شگفتی خود را سرکوب کردند و یک طرح نبرد ساده که شامل زیردستان ضعیفتر بود را به کار گرفتند.
چندین نعره از اژدهای زمان بیرون آمد و دو رهبر دیگر آنها را تکرار کردند. موجود سایهای نیز با صدای عمیق اما جوان خود این دستورات را صادر کرد و زیردستان بدون تردید به دنبال آنها رفتند.
اژدهاها با تلاش خشونتآمیزی به سمت بالا شتافتند تا با تعداد خود بر مخالفانشان غلبه کنند، اما ازدحام سوسکهای بالدار به زودی در مسیر آنها ظاهر شدند و به یک نبرد شلوغ تبدیل شد.
در همین حال، اژدهای زمان و فضا از زمین جدا شدند و به سمت بالا شتافتند تا به دیگر رهبران در مبارزه علیه زن قدرتمند بپیوندند. در ذهن آنها، او تهدید اصلی در گروه بود، بنابراین میخواستند او را سریعاً از بین ببرند.
زن حالا چهار موجود در سطح بالا علیه خود داشت، اما حتی پس از اینکه آنها او را محاصره کردند، او احساس نمیکرد که در حال شکست باشد. تهذیبگران پشت سر او منتظر دستوراتش بودند، اما او تنها به آنها نگاهی انداخت و در حالی که برخی سوسکها را به جمعآوری دستور میداد، به آنها اشاره کرد.
در آن نقطه، تهذیبگران به قسمت باقیمانده از ازدحام پیوستند، اما برخی از آنها وقتی ارشدهای زیرین را دیدند، تصمیم ...
کتابهای تصادفی

