تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1838
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1838. طعمه
نوآ درون طوفان را، از حملاتی که از قلمرو سایهها فرستاده میشد پر کرد. قلمرو لرد لوئیس هم سعی داشت آن حملات را تخریب و به انرژی تبدیل کند؛ اما روند بی توقف آن، وضعیت را برای لرد دشوار کرده بود.
نوآ بدون توقف حمله میکرد، و اصلا اهمیتی به کم شدن ذخایر انرژی اش نمیداد. او حتی هیولاهایی که در آسمان بالای سرش می جنگیدند را هم فراموش کرده بود. افکار او فقط به شکست دادن این وجود رتبه نهمی معطوف شده بود.
با این حال، انرژی لرد لوئیس هم بی پایان به نظر میرسید، قلمرو او همچنان دردسر بزرگی برای نوآ درست کرده بود. از آنجایی که نوآ هیچ راه حلی برای عبور از قلمرو او نداشت، قدرت و سرعت همه حملاتش کاهش پیدا میکرد.
طوفان های خروشان به صورت یک هیولای وحشتناک ظاهر شدند، اما لرد لوئیس به آرامی آنها را پس میزد و تمام ماده تاریک را به یک دریای سفید تبدیل نمود.
در حالی که نوآ هنوز به حملات بیامانش ادامه میداد، لرد موفق شد تمام ماده تاریک را به انرژی خود تبدیل کند.
به نظر میرسید که پایان این مبارزه نزدیک شده است؛ به هر حال نوآ در برابر یک وجود رتبه نهمی مبارزه میکرد و همین که نوآ توانسته بود تا به حال موضعش را حفظ کند، دستاورد بزرگی به حسای میآمد.
شکاف قدرت و توانایی بین این دو نفر بسیار زیاد بود. نوآ مجبور بود تمام تلاشش را برای تکنیکهایی انجام دهد که حریفش آنها را عادی میدید. از طرفی، عبور از قانون لرد لوئیس حتی برای وجودی مثل نوآ هم سخت بود.
با این حال نوآ نمیتوانست از این مبارزه کاملاً تسلیم بیرون بیاید، به خصوص حالا که لرد لوئیس آشکارا از حمله اخیر او آسیب دیده بود. پوست متخصص سوراخ سوراخ شده بود، بدون اینکه ترمیم شود.
تمام بدنش از خون آغشته شده بود و هاله اش هم ناپایدار بود. با این حال، او مشکلی برای ایستادن نداشت و وجودش هم آرام آرام تثبیت میشد تا قلمرو خود را به اوج برساند.
آسمان و زمین مجدداً سعی کردند ستونی از نور سفید بر روی لرد لوئیس بگستراند، اما سایه ای زیر ستون درخشان ظاهر شد و قبل از اینکه به روی متخصص بتابد، ساختار سفید آنرا سوراخ کرد و دنباله آن را با ماده ای تیره و تاریک پوشاند.
نایت بعد از اینکه ستون را خراب کرد دوباره در آسمان ظاهر شد. اما تاریکی او به آرامی پخش شد و شکل عجیب او را در میان نور ضعیفی که در طوفان ها جریان داشت، ناپدید ساخت.
نایت از طریق ارتباط ذهنی خود به نوآ گفت: «مقابله با نور با من. بقیش با خودتون.»
سپس با دیدن ستون دیگری از نور به سمت آن روانه شد.
دُانلانگ به تنهایی از بُعد ج...
کتابهای تصادفی


