تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1840
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1840. غرایز
میدان نبرد هنوز پابرجا بود و کسانی که در اوج سفر تهذیب قرار داشتند، هنوز در حال مبارزه بودند.
با این حال، برای موجودات رتبه هشتم چیزی معلوم نبود. در این حین تمام حواس نوآ روی لرد لوئیس معطوف شده بود، هر چند که هر از چند گاهی، موجی از حملات آن چهار اژدها و آن زن، حواس او پرت میکرد.
لرد لوئیس در یک چرخه شکنجه گیر افتاده بود؛ هر بار سرش منفجر میشد و کارگاه با اتصال بقایای آن، او را به زندگی برمیگرداند تا صدای درد و رنجش شنیده شود.
با این حال به ندرت سوال های نوآ را پاسخ میداد؛ هیچ چیز منطقی در قدرت لرد لوئیس وجود نداشت، اما نوآ انتظار زیادی از آزمایشات و یا به عبارت بهتر از شکنجه او داشت. وجود رتبه نهمی از لحاظ نظری قلمرویی بود که قوانین را پشت سر میگذاشت و به معنی واقعی کلمه به قوانین تبدیل میشد، به نحوی که بدون داشتن سوخت قابلیت تولید آن را داشتند.
سطحی که فراتر از عقل و فهم بود و ویژگیهای آن به قانونی بستگی داشت، که تهذیب کننده تا به این جای کار به وسیله آن به این رتبه رسیده بود. و این وضعیت، مطالعه لرد را دشوار تر میساخت.
وضعیت لرد لوئیس حتی عجیب تر هم بود، زیرا قانون فعلی او از آسمان و زمین آمده بود و این یک نسخه کپی برداری شده از نسخه اصلی او پس از جذبش توسط آسمان و زمین بود.
نوآ با تعجب از خود پرسید: «آیا پیداکردن منبع قدرتش به این دلیل که قانونش خیلی سادست، سخته؟»
سپس بازوهای کارگاه مجدداً به سر لرد ضربه زدند تا امواج واکنشی ساطع شده از او را مطالعه کنند.
سر شناور لرد لوئیس به محض اینکه ماده تاریک در بافت آن جاری شد، درخشید. یا این حال نوآ میدانست که هیچ تغییر و تحولی در کار نخواهد بود؛ و نه هیچگونه سیاهی و یا رگه های سیاه در پرتو ساطع شده از لرد وجود داشت.
ماده تاریک حتی بدون عبور از دانتیان او، به نور سفید تبدیل شده بود و لرد لوئیس حتی از امواج ذهنی خود در این فرآیند استفاده نکرده بود. به نظر می رسید که گوشت او می تواند خود به خود باعث این رویداد شود.
تماشای این صحنه به سوال های نوآ پاسخی نداد، یا این حال چیزی روشن بود؛ گوشت لرد لوئیس آشکارا حاوی جوهر قانون او بود، اما فاقد منبع قدرت او.
کارگاه هیچگونه انرژی ای به او ارسال نکرد، و اساساً این تغییر در انرژی هنوز...
کتابهای تصادفی

