فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1841

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

1841

پیشنهاد شاه الباس آنطور که انتظارش را داشتند کار نکرد. گروه نوآ دارای ارشدهای سرسخت و دیوانه بود و آن‌ها نمی‌توانستند در حین ادامه‌ی بررسی سر، از ارائه پیشنهادات دیوانه‌وارشان خودداری کنند.

«می‌تونی اون رو به یه جونور جادویی تبدیل کنی بعدش بذاری الکساندر بخوردش.» ویلفرد پیشنهاد کرد.

«شکارم رو تقسيم نمی‌کنم.» نوآ خرخر کرد. «و تغییر شکل دادنش هم اونقدرا آسون نیست. نمی‌دونم اصلا می‌تونم توانایی‌های ذاتیش رو پشت سر بذارم یا نه.»

رابرت پرسید: «نمی‌تونیم اون رو تغییر بدیم تا دیگه متعلق به سیستم آسمون و زمین نباشه؟»

نوآ آهی کشید. «اگه مطمئن بودم می‌تونم همچین کاری کنم، از قبل کرده بودمش.»

«باید بِبُریمش.» قدیس شمشیر اضافه کرد.

«خب این چه کمکی می‌کنه؟» پادشاه الباس شکایت کرد و با دیدن قدیس شمشیر که شانه‌هایش را بالا می‌اندازد، آهی ناتوان از دهانش خارج شد.

وضعیت لرد لوئیس ناامید کننده بود، اما صحنه‌‌‌ای که مقابل چشمانش قرار داشت، فراتر از عقل و منطق بود. آن ارشد‌های رتبه هشت در وسط نبردی بودند که می‌توانست کل جهان را زیر و رو کند، اما ترجیح می‌دادند برای بررسی او درون دنیای تاریک بمانند.

علاوه بر این، بیشتر تعاملات آن‌ها بی‌معنی بود. همه‌ی آن‌ها بسیار جدی به نظر می‌رسیدند تا زمانی که دهانشان را باز می‌کردند. انگار منتظر بودند ببینند چه کسی می‌تواند احمقانه‌ترین نقشه را پیشنهاد دهد.

با این حال، یکی از تهذیب‌گران اصلاً صحبت نمی‌کرد. چشمان لرد لوئیس روی شیطان آسمانی افتاد که یک دست را زیر چانه‌اش گذاشته بود و چیزی نمی‌گفت.

شیطان آسمانی هنگامی که سر شناور را بررسی می‌کرد، ظاهری گیج شده از خود نشان داد. نگاه نافذش به گونه‌ای بود که انگار تنها کسانی که در اوج سفر تهذیب هستند، می‌توانند درکش کنند. لرد لوئیس نتوانست در مقابل آن سطح از تمرکز، شگفت‌زده نشود. او حتی در درونش نسبت به او احساس احترام می‌کرد.

سپس شیطان آسمانی با بازویش حرکت سریعی انجام داد تا به سر شناور اشاره کند. عزم کمیابی در چهره‌اش می‌درخشید. دهانش را باز کرد تا آنچه را که به نظر می‌رسید معنی‌دارترین کلمات در کل زندگی‌اش است، اعلام کند. «ازت می‌خوام که همه‌ی اسرارت رو برامون فاش کنی!»

دیگر ارشدان ساکت شدند. قبل از اینکه به لرد لوئیس نگاه کنند، چشمان‌شان شیطان آسمانی را از نظر گذراند. برخی از آن‌ها حتی رگه‌هایی امید از خود نشان دادند.

«خب... من قبول نمی‌کنم؟» لرد لوئیس با لحنی گیج پاسخ داد.

«اون باهوشه.» شیطان آسمانی درحالی‌که بازویش را پایین اند...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی