تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1842
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1842 اثیری[ethereal - اثیری]
شگفتزدگی که با دیدن صحنه احساس میشد، قابل بیان با کلمات نبود. آسمان زمین و آسمان بزرگترین سازه جهان بودند. میتوانستند کل سرزمینهای بالایی و طوفانها را در بر بگیرند، و حتی با ایجاد قوانین آشفته سرزمینهای جدیدی را گسترش دهند. با این حال، موجود خالی درون خاطراتش میتواند یک چهارم لایه سفید را بپوشاند.
شاه الباس، نوآ و الکساندر نمیتوانستند مبهوت نشوند. آنها به تازگی شاهد ایجاد سرزمینهای بالایی و قدرت گرفتن آسمان و زمین بودند، اما به نظر میرسید که آن تهدید عظیم فراتر از هرچیز دیگری بود.
واضح بود که چرا لرد لوئیس آن را هیولا نامید. آن مخلوق پتانسیل خوردن آسمان را داشت. آنقدر بزرگ بود که حتی آسمان و زمین هم باید از آن بترسند، اما فهمیدن دلیل حضورش آسان بود.
نوآ و دیگران فهمیده بودند که آسمان و زمین قوانین آنها را قطع کرده و آنها را برای اعصار به خلأ فرستادهاند. آنها همچنین هیولایی را که در داخل آسمان ظاهر شده بود و وجود خالی را که از طریق آن فرآیند ایجاد شده بود جذب میکرد، دیده بودند.
حدس زدن اینکه تعداد زیادی از آنها بخشی از یک موجود شدهاند کار سختی نبود، اما ابعاد بسیار بزرگ موجود همچنان آنها را شگفتزده میکرد.
«بهم در مورد شهرهای آسمون بگو!» نوآ قبل از اینکه گروهش بیش از حد حواسشان به آن صحنه پرت شود، فریاد کشید.
سه ارشد زمان زیادی نداشتند. پدافندهای زمین و آسمان از قبل در تلاش بودند تا تکنیک بازرسی خاطرات لرد لوئیس را متوقف کنند. اگر بیش از حد در یک صحنه توقف میکردند، نمیتوانستند چیزهای زیادی بفهمند. بهتر بود درک مبهم اما گستردهای از موضوعات خاص به دست آورند، زیرا نمیدانستند که آیا زمان کافی برای بررسی جزئیات هر یک از آنها را دارند یا خیر.
به محض اینکه نوآ سوال جدیدی به لرد لوئیس داد، تصاویر تغییر کردند. درخشش سفید کور کننده جایگزین تاریکی خلاء شد و صحنههای درون دنیای تاریک را دگرگون کرد تا شهری نقرهای و عظیم را به نمایش بگذارد.
ساختمانهای بیشماری در مقابل دید ارشدان آشکار شد. سازههای بلند ساخته شده از سفیدی مات، تا بینهایت ادامه یافته بود و زیر نور آسمان و زمین میدرخشید.
نوآ و دیگران هرگز معمار مشابهی...
کتابهای تصادفی

