تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1857
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۵۷ - خیره کننده
غول آذرین قادر بود سه میمون کایسر رتبه ۹ را در سطح پایینتر سرکوب کند. قدرت این غول، پنج ارشد را وادار کرد از همان آغاز نبرد با تمام توان وارد عمل شوند و تلاشهای مشترک آنها بخشی از حمله مهیب غول را خنثی کرد.
تکنیکهایشان بالاخره به هدف اصابت کرد، اما در آن لحظه توان زیادی از دست داده بودند. این حملات نتوانستند به جرقههای درشتی که وجود غول آذرین را تشکیل میداد، آسیبی برسانند. با این حال، آنها مسیر عبور برای نوا و الکساندر را گشودند.
ماده ناپایداری در رگهای تیره نوا در گردش بود و تواناییهای او را تقویت کرده بود. با ظهور چهرههایی در هاله تاریکی که اطراف مراکز قدرت و دو شمشیرش را پوشانده بود، آنها از محدودیتهایشان عبور کردند.
الکساندر در هالهای سرخ فرو رفت و بوی خون محیط را مملو از بوی خون کرد. قدرت آن ارشد به طرز چشمگیری از نوا پیشی گرفت و او با بلند کردن کف دست به سمت غول حرکت کرد.
این دو ارشد بهترین دورگهها در جهان بودند. آنها تنها افرادی بودند که میتوانستند بدون بهره گیری از تواناییهای دفاعی خود، تا این حد به رعد و برقهای خطرناک نزدیک شوند. این روش پرخطر بود، اما باعث میشد تا کارایی حملهشان بیشتر شود.
فشار طاقتفرسایی که آذرهای درخشان را احاطه کرده بود، نزدیک بود ارشدان را به عقب براند، اما این دو نفر حتی با وجود ترکیدن رگهایشان و ایجاد زخم بر بدنشان به پیشروی ادامه دادند.
نوا اولین کسی بود که به غول رسید. ماده تاریک دو شمشیرش را فرا گرفت و او با تمام توان شمشیرها را به سمت رعد و برقها فرو کرد. پس از نزدیک شدن جرقههای طغیانگر به سلاحش، انرژی بالای او نابود شد، اما سیاهچال هر بار که این محافظتها شکست میشد، آنها را دوباره احیا میکرد.
اطلاعات در ذهن او جریان داشت و عطش خون تکنیک قضاوت شیطانی او را تقویت کرد به این ترتیب قدرت تخریبش به شدت بالا رفت. نوا به صورت غریزی نقاط ناپایدار و نقصهای ساختار حریف را تشخیص میداد و سلاحهایش قدرت نوا را پس از هدف قرار دادن آن ضعفها، آزاد میکردند.
شعلههای سیاهی از سلاحهای نوا زبان...
کتابهای تصادفی

