تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1858
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۵۸: اراده
حمله شیطان آسمانی همه را انگشت به دهان گذاشت. تکنیکش هیچ منطقی نداشت. حتی شاه الباس نیز به سختی تئوری پشت آن را درک کرد.
حلقهها ساختارهایی را خلق میکردند که از مرز دانش او فراتر بود، اما نشانههایی از علوم کهن را نیز در خود داشت. پادشاه الباس تنها به واسطه این شباهتها توانست اندکی از ماهیت آن قدرت را درک کند، اما اصل و اثر آن تکنیک، او را به حیرت فرو برد.
حمله شیطان آسمانی قدرتمند نبود. حتی قدرت تخریب نیز نداشت. با این حال، انرژی آن در تضاد کامل با قوانین مسیرش بود و برخوردش موجب محو آن اصول بنیادین شد.
یک ویرانی کامل، حاصلِ برخورد انرژیهای متضاد بود که برای همه حاضرین در صحنه قابل درک بود. اما تنها عده کمی درک کردند انجام دادن چنینی کاری چقدر سخت است.
قوانین پویا بودند و انرژی جاری در منطقه، آنها را دائما تغییر میداد. پیشبینی دقیق مفاهیمی که پس از حمله محتمل در نقطهای مشخص شکل میگرفتند، ناممکن بود.
با این حال، شیطان آسمانی تنها نبود. جهان به او کمک میکرد. او نیازی به شکلها، دانش و درک نداشت، زیرا انرژی آسمان به او اجازه میداد معجزه خلق کند.
با آغاز فروپاشی حلقهها، ارشدان حاضر در صحنه به واقعیت برگشتند. شیطان آسمانی با دیدن پایان یافتن تکنیکش در چند ثانیه، ناامید شد. حتی درک کمی که از ساختن شکلها به دست آورده بود، با قطع کمک جهان، از ذهنش پاک شد.
پادشاه الباس سنسورهایش را باز گرداند و به سوی غول زخمی و درخشان چرخید. الکساندر از او پیروی کرد و هر دو نظارهگر شدند که چگونه طوفانها در حال فرستادن قوانین آشفته به سمت موجود بودند.
نوا ابتدا توجهی به غول نکرد. نگاهش بر شیطان آسمانی ثابت ماند، چرا که حالت چهره او غیرطبیعی به نظر میرسید. این حالت با چهره قاطع و بیتفاوت همیشگیاش تناقض داشت. نوا میتوانست کمی آشفتگی و تقلا را در آن ببیند.
آشکار بود که شیطان آسمانی در وضعیتی غیرعادی قرار دارد. اگرچه نه بسیار واضح، اما از نظر نوا پنهان نبود. این ارشد گویی نمیخواست از توانایی خود دست بکشد. او مشتاق بود تکنیکهای حاصل از حکاکیها را در ذهنش حفظ کند.
نوا با خود فکر کرد:
-میخواد به سمت رتبه ...
کتابهای تصادفی



