تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1863
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1863 - 1863. ما
شهر باورنکردنی، پوشیده شده توسط هاله نارنجی کمرنگ و میمون کایسر رتبه نهم در رده متوسط که با تنبلی روی تخت شناور نشسته بود، صحنه تماشایی را خلق کرد. ارشدان حتی اگر موجودات پشمالوی آشکار مقابلشان را نمیدیدند، میگفتند که محیط دارای جانوران جادویی است. زیرا به نظر میرسید که این سازهها برای گونههای معمولی وحشی مناسب نیست.
پادشاه الباس قبل از بیرون آوردن چند آیتم حکاکی شده نگاهی به موجود رده متوسط انداخت. حسگرهایی از انواع مختلف در اطرافش شناور شدند و شهر را بررسی کردند. با درک هر بخش از حکاکی که در آن منطقه نصب شده بود، حالتش تغییر میکرد، ابروهایش تعجب او را نشان میداد.
در عوض، نوآ و دیگران تمرکز خود را بر روی موجود رده متوسط قرار دادند. هوشیاری سنگین بر ذهن آنها فشار نمیآورد و فقط منطقه را پوشش میداد. نور نارنجی تابش در شهر پخش شده و به نظر نمیرسید که قصد بدی داشته باشد.
نوآ و دیگران اسلحههای خود را غلاف کردند و نیروی خود را برای نشان دادن مقاصد صلحآمیزشان مهار کردند. هنگامی که میمون دست خود را تکان داد، هشت فنجان بزرگ مقابلش ظاهر شد.
این رویداد، هشت ارشد را اندکی شگفتزده کرد، اما وقتی متوجه شدند که میمون کایسر تنها ویژگیهای ذخیرهسازی حلقهاش را با انرژی ذهنی فعال کرده، آرام گرفتند؛ آنها مانند شیطان آسمانی نبودند.
فنجانها به سمت ارشدها پرواز کردند و طرف مقابل بلافاصله آنها را گرفتند. یک مایع خاکستری از قبل داخل آنها را پر کرده بود و میمون کایسر درحالیکه منتظر بود تا واکنش آنها را ببیند، به گروه خیره شد.
«یعنی ما-؟» استیون شروع به پرسیدن کرد، اما همراهانش قبل از اینکه بتواند سخن خود را تمام کند بهش خیره شدند.
ارشد فقط توانست یک نفس عمیق بکشد و فنجان را روی لبهایش گذشته و جرعهای از مایع خاکستری بنوشد. همراهانش نیز همین کار را کردند و گرمای غلیظی خیلی زود در درونشان پخش شد.
این مایع به نوعی با انرژی ذهنی آنها کار داشت. نوآ احساس کرد که گرما به سمت دریای آگاهیش بالا میرود و آن را در هالهای فرا میگیرد که دیوارهای ذهنیش را سست میکند.
این فرآیند بر استحکام کلی دیوارهای ذهنی تأثیری نداشت. تنها اثر موقتی ...
کتابهای تصادفی
