فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1864

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1864 - 1864. نارنجی

-ما؟

نوآ تعجب کرد و یارانش نیز سردرگمی خود را نشان دادند.

توضیح میمون رده متوسط دارای نقاط خالی زیادی بود که گروه نمی‌توانست آن‌ها را پر کند، آن‌ها نمی‌توانستند جلوی کنجکاوی خود را بگیرند.

میمون کایسر بیان کرده بود که جانوران گونه خود را تغییر داده‌اند، غرایز خود را عوض کردند و شهری در اوج هنر حکاکی ساختند. هرجور که فکر می‌کردی، جانوران جادویی ساده نمی‌توانند با دانش و کمی قدرت این کار را انجام دهند. آن دگرگونی‌ها و شاهکارها به چیزهای بیشتری نیاز داشت، به‌ویژه که می‌بایست کل گروه را تحت تأثیر قرار می‌داد.

نوآ می‌دانست که شهر می‌تواند تله‌های پنهان داشته باشد، اما برایش غیرممکن بود که جلوی گام‌هایش را بگیرد. ارشدهای دیگر نیز احساس ترس و کنجکاوی مشابهی داشتند، بنابراین درحالی‌که تخت شناور را تعقیب می‌کردند، او را به سمت ساختمان‌ها دنبال کردند.

با نزدیک شدن گروه به شهر، تنها صاعقه‌هایی که بر روی سقف ساختمان‌ها می‌کوبید تشدید شد و هیچ مانع دیگری بر سر راه نیامد. نوآ و دیگران حتی با تله‌های پنهان نیز مواجه نشدند، بنابراین آن‌ها توانستند در کمترین زمان به ساختمان‌ها برسند.

با دنبال کردن تخت شناور، شهر وسیع در دید آن‌ها گسترش یافت. بسیاری از حکاکی‌ها و ساختارهای درخشان ارشدهای مختلف، هنگام عبور از کنار ساختمانی به ساختمان دیگر می‌درخشیدند، صاعقه‌های بالای سرشان فشار ثابتی وارد گروه که سعی می‌کردند روی زمین فرود بیایند.

خیابان‌های صاف و تمیز که میان ساختمان‌های مختلف قرار داشت آن‌ها را تقسیم می‌کرد. میمون‌های کایسر از سطوح مختلف آن مناطق را اشغال کرده بودند و به گروهی که بالای سرشان شناور بود خیره شدند.

نوآ و دیگران بدون استفاده از انرژی ذهنی برای بررسی کردن آن‌ها، تنها به آن موجودات خیره شدند، اما حتی چشمانشان هم می‌توانست بفهمد که چیزی در آن موجودات خاموش است. اکثر آن‌ها همان حالت قاطع سه رده پایین را که با آسمان و زمین جنگیده بودند داشتند، اما تعدادی از آن‌ها مانند موجودات رده متوسط، متفاوت به نظر می‌رسیدند.

نوآ و پادشاه الباس اغلب نگاه‌های معنی‌داری با هم رد و بدل می‌کردند تا بیان کنند که اوضاع چگونه به نظر می‌رسد. هر دوی آن‌ها در ابتدا فکر می‌کردند که آن جانوران جادویی سعی در تقلید از تهذیب‌گران داشتند، اما به نظر می‌رسید که موض...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی