تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1866
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1866: چشمانداز
پیروزی میتوانست در دید باشد، اما اهمیتی نداشت. قدرتمندترین همپیمان ظاهر شده بود، اما نوآ اهمیتی نمیداد. او از کمک گرفتن یا دریافت منفعت از موجودات قدرتمند بدش نمیآمد، اما بهدست آوردن آن ارتش میتوانست سفر او را به خطر بیندازد، و او نمیتوانست اجازه دهد این اتفاق بیفتد.
«چرا؟» کانی نارنجی با شوک پرسید: «ما داریم بهت فرصت میدیم تا همه چیزو تموم کنی. تأثیر سرکشیِ تو، این ارتش، و دانشمون با هم میتونن حاکمیت آسمان و زمین رو یه بار برای همیشه از صحنه روزگار محو کنن. تو میتونی پیروزیی که جهان نیاز داره رو به دست بیاری.»
«کی اهمیت میده؟» نوآ شانههایش را بالا انداخت: «من ناجی نیستم. چرا اصلاً باید به درخواست کمک جهان پاسخ بدم؟»
«اما!» کانی نارنجی با اعتراض گفت: «تو میتونی با یه تصمیم به عظمتی برسی که.... مسئله نجات دادن یا ندادن نیست. مسئله از بین بردن آخرین مانعس!»
«چی به من میرسه؟» نوآ پرسید، در حالی که کلمات سزار در ذهنش طنینانداز شد. «من آسمان و زمین رو نابود میکنم، اما این کار رو با نیرویی که متعلق بهم نیست انجام نمیدم. سفرم من از زندگی، مرگ، درست و غلط مهمتره.»
سایر ارشدان نتوانستند از تجربه احساسات مختلف در آن صحنه خودداری کنند. قطعهی نارنجی آشکارا ارتش را به نوآ پیشنهاد داده بود، اما این وضعیت فرصتی برای آنها باز کرده بود. همهی آنها میدانستند که اگر به درستی عمل کنند، میتوانند آن ارتش را تصاحب کنند. با این حال، تردید، شک و نگرانی بهطور اجتنابناپذیری در ذهنشان در برابر این افکار پخش شد.
قدرت محض معمولاً چیز خوبی بود. اهمیتی نداشت از کجا آمده است، تا زمانی که ارشدها بتوانند از آن برای دنبال کردن اهداف خود استفاده کنند. اما همه چیز زمانی پیچیدهتر میشد که به سفرهای تهذیب آنها فکر میکردند.
نوآ و همراهانش موجوداتی نبودند که صرفاً میخواستند به اوج برسند. آنها همچنین تمایل داشتند که این دستاورد را به شیوه خودشان کسب کنند تا به قوانینشان ارزش ببخشند.
همهی آنها اهداف متفاوتی داشتند که اگر آسمان و زمین سر راهشان نبود، دستیابی به آنها آسانتر میشد. با این حال، آن حاکمان نیز یکی از تهدیدهایی بودند که آنها را وادار به تلاش بیشتر میکردند. دیو الهی بارها ثابت کرده بود که شکست دادن دشمنان قدرتمند، منافع به هم...
کتابهای تصادفی


