فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1867

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1867: ارواح

نوآ و دیگران از لایه‌های متعدد نور نارنجی که دفاع‌های مختلفی داشتند عبور کردند تا به منطقه‌ای کاملاً سفید رسیدند. این تغییر ناگهانی در سایه‌ها ابتدا آنها را نگران کرد، اما به سرعت یک پیکر انسان‌نما در میان آن سفیدی ظاهر شد.

این پیکر انسان‌نما به یک انسان عادی تعلق نداشت. قد آن سه متر بود و بازوانش به طرز عجیبی بلند به نظر می‌رسید. پاهایش نیز شبیه به هیولای تهی بودند که به درون آسمان نفوذ کرده بود.

علاوه بر این، ویژگی‌های چهره‌اش به نظر نمی‌رسیدند که بتوانند بر روی جزئیات دقیقی ثابت بمانند. پارچه‌ای که بر سر داشت، بی‌وقفه می‌لرزید و تکان می‌خورد بدون اینکه هرگز به شکل جامدی درآید.

تشخیص ویژگی‌هایی که بر اساس خاطرات آسمان و زمین بنا شده بودند از آنهایی که به فراموشی آن‌ها بستگی داشت، سخت نبود. چهره‌ی مبهمش نشان می‌داد که آنها در تلاش برای به یاد آوردن وجودشان حتی با وجود یادآوری جزئیات مبهمی از بدن قدیمیشان دچار مشکل بودند.

نوآ بلافاصله در حالی که فضای جداگانه اطرافش را بررسی می‌کرد، پرسید: «چرا سفیده؟»

پیکر در حالی که دستش را تکان داد تا یک سری تشک‌های نماز ایجاد کند، پاسخ داد: «ما وجود جدیدمون رو از هیچی خلق نکردیم. ما از قبل اون پروژه رو در ذهن داشتیم. شکستمون ما رو مجبور به این تغییر اساسی کرد.»

پیکر بر روی تشک‌ها نشست و دستانش را تکان داد تا یک سری فنجان پر از مایع خاکستری ایجاد کند. نوآ و دیگران با دیدن این صحنه تردیدی نکردند و نشستند. اکنون که تأیید کرده بودند که آسمان و زمین قدیمی نیت پنهانی ندارد، نوشیدنی را نمی‌شد رد کرد.

پیکر نارنجی در حالی که از فنجانش می‌نوشید، گفت: «شما ارتش کامل و شهرمون رو نمی‌پذیرید، اما دانش و ابزارهای ما را می‌خواید. این برامون قابل فهم نیست، اما چیزی به ما می‌گید که ما قبلاً اون رو درک می‌کردیم.»

نوآ به طور غریزی نگاهی به پادشاه الباس انداخت. برای او تبدیل به یک عادت شده بود که در مواقعی که موضوعات مشکل‌ساز از حوزه تخصصش خارج می‌شد، با نگاهش به دنبال همراهش بگردد.

پادشاه الباس نوآ را ناامید نکرد. ارشد قبلاً به عمق تفکراتش فرو رفته بود و موضوع را بررسی می‌کرد. کنجکاوی او، او را وادار کرده بود که به دنبال راه‌حل‌ها و اصلاحات برای هر مشکلی که با آن روبرو می‌شد، باشد و به نظر می‌رسید که آسمان و زمین قدیمی در حال گذراندن چیزی است که ممکن است او بتواند آن را حل کند.

مسئله در مورد آ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی