تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1887
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1887: برگ برنده
بگذارید کمی به گذشته بازگردیم، به قبل از نمایش عظیم قدرت الکساندر.
نوآ، قدیس شمشیر، ویلفرد، و شیطان آسمانی بهتازگی به این نتیجه رسیده بودند که باید برگهای برندهای را که در طی این سالها توسعه داده بودند، برای اطمینان از نابودی دیگ آشکار کنند.
رابرت و استیون خود را قربانی کرده بودند تا جلوی دسته جدید ارواح را بگیرند؛ به همین دلیل، اکنون دیگ در خالیترین وضعیت خود قرار داشت. ایجاد این موجودات خطرناک زمانبر بود و به چهار ارشد فرصتی میداد تا برای حملات بعدی خود برنامهریزی کنند.
نوآ و دیگران پیش از ورود گروه بعدی ارواح زمان کافی برای اجرای چندین تکنیک داشتند، اما این برنامه اصلی آنها نبود. آنها میدانستند که تعداد در این وضعیت کمکی نمیکند. حملاتشان باید قدرت کافی برای آسیبرساندن به یک شی حکاکیشده با رتبه 9 در رده متوسط را داشته باشد. در این مرحله چیزی بینابینی وجود نداشت.
چهار ارشد از وضعیت ناگوار الکساندر آگاه بودند، اما مجبور بودند هدف اصلی خود را در اولویت قرار دهند. ذهن متمرکز و دید گسترده آنها فقط بر جمعآوری انرژی برای حملات نهاییشان متمرکز شده بود. نوآ دستوری نداده بود، اما همه آنها تصمیم گرفتند نیروی ذهنی خود را بازیابی کرده و آن را روی یک نقطه متمرکز کنند.
حملات ویلفرد همیشه نسبتاً ساده بودند؛ او موجودی پیچیده نبود. قدرت او ناشی از توانایی بدنیاش بود، و تواناییهایش بر تبدیل این نوع محدود از تهاجم به تکنیکهای بُردبلند متمرکز بودند که میتوانست در برابر هر حریفی به کار گیرد.
اما دیگ نه حرکت میکرد و نه راهکار دفاعی داشت؛ صرفاً یک هدف غولپیکر و شناور در آسمان بود. ویلفرد میتوانست به سمت آن پرواز کرده، پاهایش را روی سطح بینقص آن بکوبد و چشمانش را ببندد تا انرژیاش را متمرکز کند.
شیطان آسمانی در حمله قبلی از تکنیکهای شمشیری استفاده کرده بود، اما این چالش او را وادار میکرد رویکرد خود را تغییر دهد. تمام تواناییهای او باید به یک اقدام تقریباً غیرممکن اما ساده همگرا میشد، ایجاد ضربهای که بتواند به ایتمی با دو رده بالاتر از سطح کنونی خودش آسیب برساند.
فاصله میان ردههای قدرت بهلحاظ نظری سادهتر از آنی بود که شا...
کتابهای تصادفی

