تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1926
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۹۲۶: ناپایدار
استفاده از مرکز قدرت اثیری، ضعف شدیدی را در نوا بهوجود آورد، اما آن حس به هیچ وجه نتوانست از تکاپو بیاندازتش و او همچنان در اوج خود باقی ماند. نوآ بسیار مصمم بود که کار را تمام کند، چرا که دیگر چاره و چهارچوب نقشه دستش آمده بود و میدانست برای بُردن آن نبرد، دقیقا چه باید کند! از این جا به بعد نیز، دیگر همه چیز به آن بستگی داشت که او چقدر میتوانست مقاومت کند و تا لحظه موعود دوام بیاورد.
دنیای تاریک نوآ گسترش یافت و همزمان، جاهطلبیاش نیز لحظه به لحظه شدت گرفت. سپس، کارگاه فعال شد و امواج ذهنی بهسوی یارانش رفتند و نهایتا، ماده تاریک برایشان محیطی منحصر به فردی را خلق کرد؛ محیطی امن، که امیدوار بودند آنها را برای مدتی از شر آن تهذیبگر مرحله جامد حفظ کند.
بررسی آن تهذیبگر مرحله جامد، بسیاری از ویژگیهای نوآ را درگیر خود کرده بود، طوریکه ذهنش تمام مدت و بهطور غریزی تلاش میکرد، تا برای نابودی آن تهدید راهحلهایی بیابد. برای انجام اینکار نیز، لازم داشت که عناصر مختلف موجودیت و سطح حریفش را بهطور کامل بازرسی کند.
نوآ به کمک آن دانش میتوانست از تکنیکهایی استفاده کند، که کاملا برای مقابله با دشمن اَبر قدرتشان مناسب بودند و به نوعی تواناییاش را داشتند که از پسش بربیایند. یا حداقل او اینگونه فکر میکرد و امیدوار بود که فکرش درست باشد.
هم کارگاه و هم دنیای تاریکش قادر به تنظیم آزادانه قدرت خود بودند، پس دیگر همه چی آماده بود و برای همین نوآ دیگر معطل نکرد و آنها را فعال کرد!
البته چیزی نگذشت، که به سادگی خود پی برد، به اینکه شاید فکر و احتمالش آنقدر هم که اطمینان داشت درست از کار در نیامده است.
گویا قرار نبود که تهذیبگر مرحله جامد به آن سادگی دست از سرشان بردارد و ناگهان صدای خشنش در سراسر دنیای تاریک منعکس شد، که با تهدید میگفت: «فکر میکنی داری چیکاری میکنی؟»
با شنیدن مجدد آن صدا، همه یاران برای لحظهای شوکه شدند، البته نه صرفا به خاطر لحن تند و یا حتی تهدید کردنش. بلکه بهخاطر آنکه تکنیک استفاده شده به طور طبیعی میبایست جلوی گسترش امواج صوتی را میگرفت، اما خب، گویا تهذیبگر مرحله جامد قویتر از آن حرفها بود.
حرفهای آن ارشد، تنها حرف نماند! و به محض شنیده شدن به امواج تیزی از انرژی تبدیل شد و سراسر دنیای تاریک را لرزاند و باعث فروپاشی بیدرنگش شد. نیروی امواج تیز و شدت لرزش به قدری سهمگین بودند که نوآ با وجود آنکه قدرت تکنیک خود را با جاهطلبیاش تقویت و حتی وادارش کرده بود که رتبه نهم را لمس کند، اما با این حال نتوانست عمرش را بیشتر از آن کش بیاورد؛ حتی برای یک ثانیه! برای همین، مادهتاریک و کارگاهها در مقابل آن امواج تیز دوام نیاورند و در هم شکستند. البته لایهای ضخیم از انرژی بالاتر به کمکشان آمد و مطمئن شد که از نیروهای مهمی که درون مایع سیاه قرار داشتند محافظت میکند.
دنیای تاریک از هم فروپاشید و تهذیبگر مرحله جامد خواست که با تمسخر و پیروزی، نگاهی به آن ویرانه بیاندازد، اما ناگهان تعجب کرد! چرا که چشمانش با منظرهای کاملا متفاوت از تصورش رو به رو شدند؛ چیزی که ابدا توقعش را نداشت! تا این لحظه از نبرد، او تنها با هفت ارشد سروکار داشت، اما اکنون به جای آنها، ارتشی کامل از اژدهاهای شش دست در اوج رتبه هشتم را دید! صدها جانور جادویی، با بدنهایی که ردههای سیاه متراکمی از خود به جا میگذاشتتند، در خط مقدم دفاع نوآ قرار داشتند! حتی پیکر برخیشان زخمهایی برداشته بود، که ناشی از تخریب همان کلمات تند و تیزی بود که حفاظ دنیای تاریک را خرد و خاکشیر کرده بود؛ در واقع همان جملات چند لحظه قبل تهذیبگر مرحله جامد.
موجودات فوق، تنها بازماندگان از میان آن همه اژدهایی بودند، که کارگاه حین بدست آوردن فرصت کوتاهش به لطف دنیای تاریک توانست بود بسازد. در واقع کارگاه در ابتدا و با کمک نوآ و تقویتی که با جاهطلبیاش روی فرآیند ساخت انجام داد، توانست حدود هزار جانور جادویی یکبار مصرف بسازد. اما خب، تهذیبگر مرحله جامد به گونهای با نطق تیز و برنده خود دخل اکثرشان را آورده بود، طوریکه هنوز استفاده نشده از بین رفتند و اکنون، تنها چند ده اژدها توانسته بودند از دست آن کلمات ساده جان سالم در ببرند!
در واقع، نوآ تا آن لحظه برای شکست دادن دشمنش به هر دری زده بود. به محض آنکه بررسیهای ذهنش در کسری از ثانیه، چاره و مقابلهای برایش ارائه میدادند معطل نمیکرد و همهشان را روی تهذیبگر مرحله جامد امتحان میکرد؛ بدون هیچ چون و چرایی! نوآ، طبق بررسیهایش فهمیده بود، که ماده تاریکش، اژدهاها و همچنین دنیای تاریک ویژگیهایی دارند، که تئورا و در فرضهای روی کاغذ، باید بتوانند حریفش را دچار چالش کنند و او برای از بین بردنشان به تلاطم و کشمکش بیافتد. اما متاسفانه هرچقد...
کتابهای تصادفی

