فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1946

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۹۴۶: دنیا

پیکر گراتیا از هم پاشید، و نورش نتوانست جلوی سلاخی‌های نوآ و نایت را بگیرد. این نیز دلیل ساده‌ای داشت، قدرت او قادر به مقابله با موجودیت هیولای روبه‌رویش نبود؛ با آن موجود ترسناک، که تمام قوانین و محدودیت‌هایی که هر رتبه‌ای می‌بایست رعایت‌شان می‌کرد را کنار زده بود، و به‌گونه‌ای آن‌ها را به میل خود از نو می‌نوشت.

ارتباط او آشکارا با دانتیانش قطع شده بود، اما این امر تأثیری روی تسلط او بر انرژیش نداشت. این که گراتیا یکی از موجودیت‌های آسمان و زمین بود حقیقت داشت، اما با این‌حال، او هم‌چنان یک تهذیب‌گر رتبه نهم باقی ماند. او، همیشه و تحت هر شرایطی مانند یک دنیای شخصی بود؛ حتی اگر لبه‌هایش به‌خاطر ارتباط مستقیمش با حکام، تماماً با محیط اطراف یکی می‌شد.

گراتیا برای مقابله با نوآ، اگر می‌خواست می‌توانست قدرت بیشتری را فرابخواند، اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌کار نداشت، و به‌گونه‌ای حس کرد که فایده‌ای ندارد. نوآ به¬وضوح از او قوی‌تر بود، و آن برتری را رسماً به رخش کشیده بود. تکنیک‌ها، نیروها، و موجودیتش کاملاً از گراتیا بالاتر بودند، و او مانده بود که چرا قدرت آن دو در عمل، آن‌قدر با یکدیگر فرق دارند؟

خودش حدس می‌زد که احتمالاً، به خاطر سرگذشت و روند کاملاً متفاوتی است، که هر‌ کدام در مسیر تهذیب‌گری خود انتخاب کرده بودند.

آن دو کاملاً متضاد هم بودند. نوآ در سال‌های طولانی تهذیب‌ خود، هرگز دست از آزادی و آزاده‌گیش نکشید، و آن‌ها را تسلیم هیچ¬چیز یا موجود خاصی نکرد‌. او هیچ¬وقت زیر بار ظلم و استبداد آسمان و زمین نرفت، به آنها اجازه نداد که سرکوبش کنند، و برای مقابله با آنها، به هر راه و چاره و ایده‌های‌ عجیب-وغریب و بی‌مهابایی که به ذهنش می‌رسیدند چنگ می‌انداخت، و از هر امیدی برای رهایی محض استقبال می‌کرد.

در عوض گراتیا چطور؟ او چه کرد؟

او، خودش را تسلیم آسمان و زمین کرد، و با این‌کار، از اراده و انگیزه‌های گذشته‌اش به کل گذشت. و اکنون، دیگر حتی نمی‌توانست به یاد بیاورد، که قبل از بردگیش برای حکام، چه موجودیتی داشت، چه افکار و ایده‌هایی داشت، و دلش می‌خواست که مسیر تهذیبش، به کدام سمت و عاقبت برود...

نوآ از آن ‌دسته مبارزانی نبود که در حین نبرد، رجز بخواند و یا هَزاهز و های‌‌-وهوی زیادی داشته باشد، او صرفاً در سکوت کارش را انجام می‌داد و به سوی پیروزی می‌رفت. اکنون نیز، هیچ مشکل یا تردیدی برای ادامه سلاخیش نداشت، چرا که موجودیت گراتیا، با وجود آن‌که پیکرش از وسط قاچ شده بود، هم‌چنان منسجم و یک‌پارچه باقی¬مانده بود، و گویا نوآ تا نابود کردن حریفش، هنوز راهی برای پیمودن داشت. پس نبرد را ادامه داد، دو شمشیرش حمله‌ای عمودی انجام دادند، و دو شکاف عمیق در باقی پیکر لت‌وپار گراتیا کاشتند؛ در پیکری که قبل از اصابت با آن حملات‌ هم معلول بود.

ضربات مجدد نوآ، اوضاع گراتیا را وخیم‌تر از همیشه کردند، اما نتوانستند صدور نورش را قطع کنند، و انعکاس درخشان آن ارشد، هم‌چنان پابرجا بود و به اطرافش می‌تابید. نوآ نیز کم نیاورد، و به سلاخیش ادامه داد و باز‌مانده‌های پیکر گراتیا را قطعه¬قطعه کرد، و کوچک و کوچک‌تر...

نوآ در موجودیت گراتیا، هیچ جنبه خاصی ندید که توجهش را جلب کند، برای همین ترجیح داد که او را صرفاً به انرژی خالص برای جذب تبدیل کند.

کشتن تهذیب‌گران مرحله مایع، حتی در زمانی که به نقطه افول خود در نبرد می‌رسیدند و به قولی در سراشیبی می‌افتادند، سخت‌تر از آن‌چه بود که نوآ در ابتدا تصور می‌کرد. او تا آن‌ موقع و طی سال‌های دور گذشته، همیشه به توانایی دزدیش رو می‌آورد، تا موجودیت طعمه‌هایش، که اکثراً ارشد‌های مرحله‌ گازی بودند را در هم بشکاند. اما اکنون، کشتن بدون آن توانایی برایش سخت، و تا حدودی آزاردهنده شده بود.

او حین نبردش با گراتیا، حتی تلاش کرد که توانایی‌ای که از جذب تکنیک دزد ارشد به¬دست آورده بود را فعال کند، اما به طرز عجیبی، هیچ‌گونه قادر به اجرای آن نشد. چرا که آن فعال‌سازی، نیازمند میل و حرص ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی