تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1951
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1951 : خمیده
شیطان آسمانی به همراه تهذیبگر پیر رفته بود. درحالی¬که حریفش را بررسی میکرد طوفانها به صورتش میوزیدند. سرزندگیای که وجودش تابانده بود تضاد شدیدی با پشت خمیده و ریش سفیدش داشت، و این صحنه در نهایت حس کنجکاوی شیطان آسمانی را برانگیخت.
«قبل از اینکه شروع کنیم همدیگه رو بکشیم...» شیطان آسمانی درحالی¬که به تهذیبگر نزدیک می¬شد پرسید: «یه تردیدی دارم که از کنجکاوی می¬میرم تا حلش کنم.»
تهذیبگر پیر هنوز بهخاطر تعامل قبلی خود با نوآ کمی عصبانی بود، اما آن سؤال ناگهانی از شیطان آسمانی او را غافلگیر کرد. بهطور واضح، آسمان و زمین او را به دلیل اینکه تهدیدی بالقوه بود بررسی کرده بودند، بنابراین دیدن نشانههایی از ثبات ذهنی در او عجیب به¬نظر میرسید.
«چرا کمرت رو درست نکردی؟» شیطان آسمانی به سرعت ادامه داد و غافلگیری ارشد را خرد کرد!
«تو یه یزدانی که نزدیک به اوج سفر تهذیب ایستادی.» شیطان آسمانی درحالی-که دستانش را با بی¬اعتقادی باز می¬کرد نظر داد: «چرا این ظاهر رو نگه¬می-داری؟حتی نمیشه اینجوری نوشیدنی خورد.»
تهذیبگر پیر به شیطان آسمانی خیره شد که از حلقه فضاییش یک جام پر از شراب بیرون می¬آورد و سعی کرد درحالی¬که وانمود می¬کند پشت خمیدهای دارد، بنوشد. بخشی از مایع ریخت، اما او فوراً با انرژی ذهنیش آن را متوقف کرد.
شیطان آسمانی قبل از اینکه جام دیگری بیرون بیاورد و به سمت تهذیبگر بگیرد، حدس زد. «شاید من دارم اشتباه انجامش میدم.»
تهذیبگر پیر احساس کرد که در آن لحظه میل حمله کردن به شیطان آسمانی را دارد، اما خود را کنترل کرد و به پرواز ادامه داد. او به طور کامل آن پیشنهاد را رد کرد. بالاخره، هیچ¬کس از دشمن نوشیدنی نمی¬پذیرفت.
«مرموز بودن تو رو به آسمان و زمین نزدیک نمی¬کنه.» شیطان آسمانی با تمسخر هر دو جام را خالی کرد و یکی از آنها را دور انداخت. «حدس می¬زنم یه پشت خمیده هم همینطور.»
وقتی که جامِ در دستش را پایین آورد دوباره پر شد. تهذیبگر پیر آن جزئیات را از دست نداد، اما آسمان و زمین قبلاً آن را ثبت کرده بودند. با این¬حال، او میخواست تأیید کند که شیطان آسمانی پس از به¬دست آوردن آن ثبات ذهنی ظاهری، آن توانایی را از دست نداده است.
«شاید یه تکنیک تهذیبه که برای قانونت نیازه!» شیطان آسمانی درحالی...
کتابهای تصادفی

