فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1961

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۹۶۱: توهین

خشمی خفیف از صدای زن ترواش ‌کرد، و باعث شد که حفاظ طلایی برای چندین‌بار فلش بزند، و او، در همان حال و با همان لحن خطاب به پادشاه الباس گفت: «ببینم! اصن متوجه هستی که اوضاع چقده جدیه؟ من بیشتر از اونی که حتی بتونی بشمری عنوان و لقب کسب کردم، اما اسمم تو تموم طول تاریخ یه چیز مونده و خواهد موند. من جین هستم؛ صدای حکام! و اجازه نمی‌دم که یه تهذیب‌گر ضعیف مثل تو بهم توهین کنه!»

با صدای خشمگین و بدخلق جین، سپر آگاهی پادشاه الباس بر خود لرزید و به آستانه ازهم پاشیدن رسید. اما گوی‌هایی که هنوز اطراف وجود او بودند به یاری‌اش شتافتند، و برای تقویت کردن هاله‌‌ی طلایی با آن ترکیب شدند. صدای جین حتی حین طغیان خشمش هم نتوانست تاثیری بر افکار او بگذارد، اما با قدرت محضی که از خود در آن شرایط آشکار کرد، نشان داد که چقدر قدرتمند است.

پادشاه الباس، قبل از این‌که دوباره برروی ارشد متمرکز شود، با افتخار فریاد زد:«یه استاد حکاکی واقعی باید هر تئوری و فرضیه‌ای رو تست کنه! و خب، پس معمار آسمونی چطور؟ آیا آسمون و زمین به محض صعودش به سرزمینای جاودانه فریبش دادن؟»

برای باری دیگر، حدس پادشاه الباس درست بود، اما جین خیلی هم از آن امر غافلگیر نشد. صعود معمار آسمانی تنها چند هزار سال پیش از او اتفاق افتاده بود. و آن زمان شاید در حالت عادی بسیار طولانی به‌نظر می‌رسید، اما آیا آن‌قدر طولانی بود که بتواند آن استاد حکاکی را از سوابق تاریخی محو کند؟ ابدا! مخصوصا که او با قدرت عظیم و استعداد خارق‌العالده‌اش، توجه آسمان و زمین را به خود جلب کرد بود.

شاید هم موضوع چیز دیگری بود. پادشاه الباس احتمال می‌داد که حکام بلافاصله آن معمار را به خدمت خود درآورده بودند. اما بیشتر ماجرا و جزئیاتش، مثل یک راز پنهان مانده بود و به آن سادگی‌ها هم قصد فاش شدن نداشت. خود پادشاه الباس نیز درنهایت چیز زیادی از معمار آسمانی نمی‌دانست، و اطلاعاتی که راجع به او داشت بیشتر حول شهرتش، به عنوان یک استاد ماهر حکاکی می‌چرخید. حتی پس از آن‌که سوابق تاریخی خانواده‌های سلطنتی قبلی را تصرف برسی کرد نیز، چیز زیادی از تاریخ و سرگذشت واقعی آن استاد بدست نیاورد.

همچنین، نباید ناگفته بماند که معمار آسمانی یک ارشد منزوی بود؛ کسی که واقعا طرد شده بود. او فقط به ساخته‌های خود اهمیت می‌داد و سرش در لاک خودش بود، اما با این حال، تمام دنیا هنوز به دنبالش می‌گشتند تا به او آیتم‌های حکاکی‌ شده‌ی خاص و منحصر به فردی را سفارش دهند. پادشاه الباس در نهایت او را یک هنرمند خاص و صاحب سبک می‌دانست، در حالی که عمل‌کرد خود او در روش‌های حکاکی، بیشتر عملی بود.

جین، متوجه شد که پادشاه الباس بیخیال آن موضوع نمی‌شود، و برای همین توضیح داد:«معمار آسمونی واسه انتخاب تموم حقیقت دنیا هیچ تردیدی از خودش نشون نداد. عشق و جنون اون به روش‌های حکاکی خیلی از فداکاری تو خالص‌تره، اما همین ویژگیش یه جورایی نقطه ضعفشم هست. واسه همین آسمون و زمین باور داشتن که تو با یه راهنمایی درست می‌تونستی رکورد اونو بشکنی و از اوجش جلو بزنی، ولی حیف!»

پادشاه الباس در پاسخ غرید:«چرا امتحان نمی‌کنین پس؟ چرا اونو نمی‌یارین این‌جا، و منو درست و درمون باهاش تست نمی‌کنین؟ اصن الان که فکرشو می‌کنم، چرا اصولا همون موقع دعوتم نکردین؟»

جین پاسخ داد:«آسمون و زمین می‌خواستن با تو یه رویکرد متفاوتو تست کنن، البته لازم نیست که بگم نه تنها فایده‌ای نداشت، و بلکه نتیجه کاملا ناامید کننده بود.»

پادشاه‌ الباس گفت:«همم... خیلی مشکوکی! تو واسه کسی که دوست داره انقد به سوالا پاسخ بده به طرز عجیبی زیادی پنهان‌کاری! موضوع چیه؟ نکنه حکام یه راز بزرگ رو تو موجودیت معمار آسمونی قایم کردن؟ و نمی‌خوای من بفهمم؟»

جین، انگار که حس کرد پادشاه الباس دارد زیادی می‌فهمد، به مکالمه پایان داد، و برای حسن ختام، و درحالی که دستش را وسط قفسه سینه‌اش گذاشت گفت:«به‌نظرم به اندازه کافی پرسش و پاسخ داشتیم با همدیگه. تو چیزی که باید می‌فهمیدی رو فهمیدی، بقیش دیگه مهم نیست.»

پا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی