فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1964

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۹۶۴: ناامیدی

جین، که از ابتدای آن مکالمه حضور داشت، ابدا فکرش را نمی‌کرد که استاد حکاکی عالم پیشنهاد عجیب و در ظاهر ناچیز پادشاه الباس را قبول کند، اما در نهایت ناباوری، متوجه توجه او به خواسته حریفش شد، آن‌هم نه صرفا یک توجه گذرا، بلکه واقعا جدی و علاقه‌مند! و این امر برای جین بسیار عجیب و غیر قابل درک بود، در واقع، او اصلا از معمار آسمانی توقع نداشت که به قانون یک تهذیب‌گر رتبه هشتم ساده علاقه نشان دهد، اما معمار آسمانی از جنبه‌ای متفاوت به قضیه نگاه می‌کرد، و برای فکر کردن به درخواست حریفش دلایل خاص خود را داشت. صداقت از چهره و گفتار پادشاه الباس می‌بارید، و وقتی معمار آسمانی خون‌سردی حریفش را دید، و حس کرد که چه وجود مصممی در قبال پیشنهادش دارد، و برای پیش‌روی در راه حکاکی، حتی حاضر است موجودیتش را فدا کند، توجهش جلب شد، و بلافاصله احترامی عمیق در چشمانش ظاهر شد.

پادشاه الباس طوری با آن تهذیب‌گر اوج رتبه نهم صحبت نکرده بود که انگار یک کار خیلی عادی انجام می‌دهد، بلکه از آن فرصت نهایت استفاده را می‌برد، طوری‌که موفق شد در مقابل او خودی نشان دهد و لیاقتش را ثابت کند، و در نهایت نیز مکالمه‌شان را به‌سوی موضوعات مورد نظرش پیش برد؛ به سمت مواد برای حکاکی! و همچنین نهایت انرژی!

دیر یا زود، کمبود مواد حکاکی مشکلی بود که گریبان تمام موجودیت‌های دارای قانون وسیع را می‌گرفت، و هیچ جوری نمی‌شد از آن اجتناب کرد. پادشاه الباس نیز از باقی ارشدهای راه حکاکی مستثنی نبود، و اکنون برای حل مشکلش قصد داشت از معمار آسمانی استفاده کند، اما می‌دانست که برای قانع کردن آن ارشد، باید در قبال ماده‌های جدید، چیزی به او بدهد، و خب، فاصله‌ی قدرت، بین آن دو به قدری زیاد بود که در نگاه اول چیز زیاد و به‌درد بخوری برای پیشنهاد نداشته باشد. ارزشمند‌ترین نیروهای او همان ویژگی‌هایی بودند که آسمان و زمین به آن‌ها اذعان داشتند. و پادشاه الباس واقعا مایل بود که از قانونی که حکام آن را امید‌بخش‌تر از بهترین استاد حکاکی‌شان می‌دانستند، جدا شود.

پادشاه الباس، از ته قلب دوست داشت که برای همه چیز آماده باشد و از پس هر کاری بربیاید. او مرد عمل و واقعیت بود، و نه رویاها و اما و اگرها! او به وضوح پتانسیل خود را بسیار بالا می‌دید، و شک نداشت که رتبه نهم تهذیب‌گری برای شخصی مانند او، ابدا چیزی نیست که بتواند به راحتی و حتی با امنیت کامل بدستش بیاورد، و برای رسیدن به آن، اصلا بعید نیست که مجبور به قربانی کردن بشود. دلیلش هم ساده بود، موجودیتش این اجازه را به او نمی‌داد. او به چشم دیده بود که باقی افراد گروه برای گذر از سطح‌شان دقیقا چه موانع سختی را گذراندند و از پس چه کارهای تقریبا غیرممکنی برآمدند. پس می‌دانست که این راه برای شخصی با پتانسیل او، می‌تواند به مراتب سخت‌تر هم باشد.

مثلا الکساندر برای پیدا کردن خود واقعی و نهایتش، مجبور شد از پس گذراندن هزاران سال متوالی، با یک موجودیت ناقص بربیاید، و قدیس شمشیر نیز به قدرت‌هایی متوسل شد که حیات‌شان خارج از آسمان‌ها بود. پادشاه الباس پتانسیل خود را بالاتر از این دو یارش می‌دید، پس بنابراین گذر از سطح او حتی می‌توانست خطرات خیلی بیشتری هم داشته باشد. در واقع او هنوز کاملا مطمئن نبود که سه عروسک فوق برای گذر از سطحش کافی هستند یا نه، اما احتمالا آن تهدیدی که خودش برای خودش ایجاد کرده بود، یعنی قمار کردن سر موجودیتش، کمک بسزایی به او می‌کرد، او مجبور بود که موفق شود، چون در غیر این صورت او تمام و کمال از بین می‌رفت.

معمار آسمانی، هم از پیشنهاد پادشاه الباس به وجد آمد و هم حیران شد، و از او پرسید:« برای چی اینقدر اصرار داری که با آسمون و زمین بجنگی؟ آیا با این کار می‌خوای تو ظاهر نشون بدی که از بقیه برتری؟ یا شخصیت سرکشی که داری پتانسیلتو واسه این کار برده بالا؟»

پادشاه الباس نیز، آرمان واقعی خود را نشان داد، و کاری کرد که ادعایش به سراسر هستی و عرش برسد، او در پاسخ گفت:« تو زندگی می‌کنی تا خلق کنی، ولی من زنده هستم چون یاد گرفتم که خلق کنم! به این دلیل...!»

پس از سخنان قصار و خالص پادشاه الباس، سکوتی محض در محیط ایجاد شد، نه معمار آسمانی، نه جین برای لحظاتی هیچ نگفتند. آن کلمات ساده، به سادگی و با صداقت، تمام موجودییت پادشاه الباس را بیرون ریخت، و او کاملا به آن‌چه که می‌گفت ایمان داشت، اما ادعای او در گوش‌های جین و معمار آسمانی، مثل یک اغراق بزرگ شنیده شد! شاید آن ارشد واقعا عقلش را در راه حکاکی از دست داده بود، و زیادی خودش را دست بالا گرفته بود.

مریدان آسمان و زمین می‌توانستند زندگی تمام مخلوقات را از طریق سوابق تاریخی رهبران‌شان بررسی کنند. و به همین علت، تنها یک فکر و مکث کوتاه برای جین و معمار آسمانی کافی بود تا به داستان و سرگذشت پادشاه الباس دسترسی دا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی