تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1970
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1970 - 1970. بی ثباتی
پادشاه الباس یک تهذیبگر بود. بدن او هیچ تقویت فیزیکی نداشت جز اینکه اکنون انرژی نهایی به ساختارش نفوذ کرده بود.
عروسک هم همینطور بود، اما سطحس فراتر از ارشد بود. ضربهها باید پادشاه الباس را نابود میکرد، اما برعکس، اتفاقی افتاد که معمار آسمانی حتی نمیتوانست توضیح بدهد.
پادشاه الباس به همین بسنده نکرد. عروسک در دسترسش بود، پس نیزه اش را به صورت مورب تکان داد. حمله به راحتی و بدون مقاومتی، تنه موجود را قطع کرد.
«خیلی راحت میشکنی.» پادشاه الباس آهی کشید و دستش را روی قسمت پایینی بریده شده عروسک گذاشت.
درخشش طلایی که از تاجش ساطع میشد، قویتر شد و به لمس پادشاه الباس قدرت بیشتری داد. پایین تنه عروسک ازهم پاشید و به چندین طوفان تبدیل شد که به داخل ارشد رفت.
«چطور همه این کارها رو میکنی؟»صدای معمار آسمانی از عروسک بیرون آمد. «تو به سختی داری از قدرت استفاده میکنی. حملههات قوانین انرژی رو رعایت نمیکنند.»
«رعایت میکنن.» پادشاه الباس تصحیح کرد. «فقط یک سری قوانینن که تو هرگز باهاش روبرو نشدی. منم دارم حین انجام، کارهاشون رو یاد میگیرم.»
پادشاه الباس دستش را روی سینه عروسک حرکت داد و نفوذش ساختارآن نقطه را درهم شکست. انرژی که بعد تخریب آزاد شد دوباره وارد بدنش شد. تنها سر موجود دست نخورده باقی مانده بود، اما معمار آسمانی فکر میکرد که پادشاه الباس عمدا آن قسمت را رها کرده است.
«توضیح بده.» معمار آسمانی پرسید. «برای توضیح دادنت بهت پاداش دادم.»
«چیزی برای توضیح دادن نیست.» پادشاه الباس اعلام کرد. «من وجودم رو بهبود دادم که با انرژی نهایی منطبق بشه. حالا میتونم قدرت بیشتری رو با هزینه کمتری نشون بدم. به همین سادگی.»
«چطوری به این وضعیت رسیدی؟» معمار آسمانی پرسید. «انرژی نهایی تو اصلا کامل نبود، و مال منم همینطور. برای چنین تغییری کافی نبود.»
«این چیزی که نمیفهمی» پادشاه الباس توضیح داد. «مسئله نیرو نیست. انرژی نهایی یه محرک خوب بوده ، اما دگرگونی از درون اتفاق می افته. وجودم آماده بود که به مرحله آخر برسه چون من بهترینم.»
«این هیچ منطقی نداره.» معمار آسمانی با تمسخر گفت. «چطور یه حکاکی میتونه به چیزی در این حد نامعلوم تکیه کنه؟...
کتابهای تصادفی

