فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1998

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

۱۹۹۸- جزیره

نوآ و پادشاه الباس تنها وقتی به منطقهای که سپونیا نام برد، رسیدند، توانستند منظورش را بفهمند.

پس از سالها دنبال‌کردن سپونیا درون طوفانها، سرانجام منطقه‌ای مرده در برابر چشمان این سه نفر نمایان شد. شکافهای پراکندهای که به فضای خالی منتهی میشد، منطقه را آلوده کرده بود. تکههای مختلف زمین بدون آنکه تحتتأثیر کشش آن شکافها قرار بگیرند، میان سفیدی شناور بودند.

تکههای زمین هر یک اندازه‌ها، شکل‌ها و محیط‌های متفاوتی داشتند. نوآ کوهی تنها و وارونه‌ را دید که در کنار درختی کوچک شناور بود؛ درختی که به‌سختی زمین کافی برای گستردن ریشه‌هایش داشت. همچنین دشتی وسیع و نسبتاً بزرگ با دریاچه‌های فراوان به چشم می‌خورد. مناظر عجیب‌وغریب مشابه که دارای جزئیات مختلف بودند، سایر بخشهای مناطق مرده را اشغال کرده و فعالانه از طوفانهای اطراف جلوگیری میکردند.

تمام قطعات منطقه که از تخریب جان سالم به در برده بودند، غریزه ذاتی بقا را در خود ایجاد کرده بودند. این سه نفر میتوانستند زمینهای شناور را ببینند که به طور ناگهانی تغییر جهت میدهند؛ حتی زمین‌های کوچک نیز از این قاعده مستثنی نبودند. نوآ وقتی که دید خاک مرده درون منطقه نیز چنین رفتار دارد، بهسختی توانست کنجکاویاش را کنترل کند.

نُوا متحیر پرسید: «چجوری میتونن بدون زنده‌بودن غریزه بقا داشته باشن؟»

پادشاه الباس پاسخ داد: «این باید نتیجه نفوذ آسمون و زمین باشه. شاید اونا نقص رو پخش‌کردن به‌جای اینکه نابودش کنن. دنیا نیاز داره چیزی در برابرشون قرار بده، برای همین هرگز موفق نشدن به معانی این منطقه غلبه کنن.»

سپونیا اعلام کرد: «از اینجا به بعد، دیگه نمیتونم کمکی بهتون کنم. خاطرات من اینجا تموم میشن.»

نوآ گفت: «باید از زمینهای بزرگتر شروع کنیم.» و به‌محض ورود به منطقه، هر سه به‌سوی کوه تنها حرکت کردند.

هرچه نوآ، پادشاه الباس و سپونیا به عمق منطقه پیش رفتند، جو عجیبی را در آن حس کردند. در ابتدا بهسختی میتوانستند آنچه را که احساس میکردند توصیف کنند، اما در نهایت متوجه شدند که فشار ثابت آسمان در آنجا کاهش مییافت. چیزی در آن منطقه، قدرت آسمان و زمین را تضعیف می‌کرد.

نوآ درحالی‌که به آسمان نگاه میکرد قهقهه زد: «چقدر از آخرین بار گذشته؟»

نوآ چندین سال پیش استفاده از محافظ در برابر درخشش سفید را متوقف کرده بود. او آن‌قدر ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی