فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1999

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

۱۹۹۹- مانع

نوآ هرگز موجوداتی شبیه به این را ندیده بود. آن جانوران جادویی به‌وضوح شبیه اژدها بودند. بدن‌هایی پوشیده از فلس، چهار پا و یک جفت بال داشتند، اما ظاهرشان عجیب و نامتعارف بود؛ آن‌قدر لاغر بودند که ارشدها حتی شک داشتند آیا اصلاً ماهیچه‌ای در بدنشان وجود دارد یا خیر.

علاوه بر این، سروگردن آن‌ها نیز غیرمعمول بود. نیمه بالایی‌شان عادی به نظر می‌‌رسید، با فلس و دو جفت شاخ منحنی، اما نیمه پایینی آنها تقریباً وجود نداشت. خارهای بلندی رشد کرده بودند و دهانی دراز و عجیب ساخته بودند که به نظر نمی‌رسید قادر به بسته آن باشند.

نوآ، پادشاه الباس و سپونیا نمی‌توانستند چشم از زبان‌های دراز و زشتی که از این دهان‌های وحشتناک بیرون‌زده بود بردارند. آن زبان‌ها، شبیه شلاقهای ضخیمی بودند که آماده شکافتن هوا هستند، اما مشخص نبود که آیا از آنها بهعنوان سلاح استفاده میکردند یا خیر. نمونه‌های مشابه می‌توانستند انواع مختلفی از «نفس» داشته باشند؛ اما آن‌ها حتی یک عنصر هم نداشتند.

این شکل عجیب و جزئیات شگفتانگیز درباره «نفس» آنها باعث شد که نوآ نتواند آن را به هیچ‌گونه موجودی که می‌شناخت تشبیه کند. غرایزی‌اش به او میگفت که آن جانوران جادویی طبیعی نیستند، و خودش هم با آن‌ها موافق بود.

نوح می‌توانست مسئلة عنصر را توجیه کند. سرزمینهای جاودانه آنقدر وسیع بودند که چنین موجودات عجیبی میتوانستند هر چند وقت یکبار در آن‌ها ظاهر شود. بااین‌حال، محیط آنها با سرزمینهای جاودانه متفاوت بود. جزیره در وسط خلأ بود، بنابراین کسی باید انرژی آن را به طور دستی تأمین می‌کرد.

اژدهایان متوجه نشدند که سه ارشد درست خارج از لبههای جزیره پرواز میکنند. به نظر میرسید مانعی وجود دارد که آن سرزمین را از خلأ جدا میکرد و حتی موجودات جادویی رتبه ۹ در داخل آن هم نیز نمی‌توانستند چیزی در بیرون مانع را حس کنند.

دانش نوآ در مورد خلأ به او میگفت که جزیره دقیقاً در خلأ شناور نیست. مانع تا زیر پایة آن امتداد داشت و به آن اجازه می‌داد روی سطح نامرئی‌اش قرار بگیرد. فقط میتوانست به یک نفر فکر کند که خواهان حفاظت و مخفی نگهداشتن آن محیط باشد.

نوآ درحالی‌که اطراف مانع پرواز میکرد تا بافت و محیط حفاظت شده آن را از دیدگاههای مختلف بررسی کند، فکر کرد: «آسمون و زمین اینجا چه‌کار میکردن؟»

...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی