فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2000

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

۲۰۰۰- ابرها

نوآ با خود فکر کرد: «یعنی اسمون و زمین حافظه‌شونو پاک کرد؟» و همراهانش نیز همان تردیدها را داشتند.

نور، غوغای شدیدی که سپونیا باعثش شده بود را متوقف کرد. واضح بود که آسمان و زمین میخواستند اژدهایان در جزیره بماند، اما سه ارشد دلیل این خواسته را نمی‌فهمیدند.

ذهن نوآ بلافاصله شروع به طرح ایده‌ کرد. به‌وضوح، اژدهایان گونه‌ای منحصربه‌فرد بودند و رفتار آسمان و زمین با آن‌ها نیز این نظریه را تأیید می‌کرد. اگر موجودی به انصاف حاکمان احترام نمیگذاشت، در ازبین‌بردن کل دستة آنها تردید نمیکردند، اما به نظر میرسید جانوران موجود در جزیره هدف خاصی داشتند.

پادشاه الباس پرسید: «به نظرت اگه تو جزیره آشوب درست کنیم، آسمون و زمین سعی میکنن ما رو بکشن؟»

نوآ نظر داد: «اونا از همون اولین مصیبت سعی‌کردن ما رو بکشن، قرار نیست اوضاع بدتر بشه.»

شاه الباس ادامه داد: «میدونی که منظورم چیه.»

«اونا احتمالاً سعی میکنن جلوی ما رو از کشف چیزی که تو جزیره هست بگیرن، شاید مشکلساز ما دیدگاه دقیقتری داشته باشه.» نوآ گفت و به‌طرف سپونیا چرخید.

پادشاه الباس درحالی‌که به سمت سپونیا میچرخید گفت: «درسته. در ضمن میخوام بدونم چرا قبل از اینکه بفهمیم چه خبره، سعی کردی توجه اژدها رو جلب کنی.»

چشمان سپونیا بین نوآ و پادشاه الباس حرکت می‌کرد و لبخندی خجالت‌زده کم‌کم روی صورتش ظاهر شد. دلیلش کاملاً احمقانه بود، اما سعی کرد خودش توجیه کند. «میخواستم ببینم اژدها چه نظری درمورد وضعیتش داره. حداقل تونستیم ببینیم که جزیره یه زندان ویژهست که آسمون و زمین اون رو کنترل میکنن و باانرژی پرش میکنن.»

شاه الباس گفت: «این اقدام بیپروایانه‌ات رو توجیه نمیکنه.»

سپونیا لب‌ولوچه‌اش را جمع کرد و گفت: «شماها یه گروه از بیپرواترین ارشدهای تاریخ رو همراه خودتون دارین!»

پادشاه الباس پاسخ داد: «اونا احتمالاً جاسوس نبودند.»

سپونیا شکایت کرد: «اگر قصد داشتید با من مثل یه زندانی رفتار کنین چرا اصلاً به خودتون زحمت دادید که خواستة منو قبول کنید؟ می‌دونم که می‌خواید احتیاط کنید، ولی به یه رفتار و رویکرد رو پایبند باشین. گذشته من رو فقط وقتی که به نفع‌تون هست پیش نکشین!»

نوآ خندید. « حق با اونه.»

پادشاه الباس متعجب شد و به نوآ نگاه کرد و ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی