تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2031
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2031 : لطف
آکسیا خودش را درحالیکه داشت توسط آسمان کشیده میشد، یافت. نیروی کشش عظیمی که نمیتوانست با آن مقابله کند، او را به درون یک منطقه عظیمِ تاریک که انگار هیچ پایانی نداشت، هدایت میکرد. حتی پس از گسترش هوشیاریاش نیز نمیتوانست انتهای آن سیاهی را احساس کند.
تهذیبگر مرحله مایع وحشت نکرد. او دقیقاً میدانست که چه اتفاقی برایش افتاده، اما اتفاقات اخیر باعث شده بود که درک درستی از وضعیتش نداشته باشد.
شافو او را خورد و داخل فضای جداگانهاش فرستاد. آکسیا میدانست که نوآ اژدها را برای انتقال مناطق و بستههای عظیم به خشکی سیاه خلق کرده است، بنابراین نگران وضعیتش نبود. از نظر تئوری، به مکان دیگری منتقل نشده بود و فقط محیط اطرافش تغییر کرده بود، اما غرایزش به او میگفت که نوآ به دلایل خاصی تصمیم گرفته او را آنجا قرار دهد.
«زود باش بیا بیرون!» آکسیا فریاد زد. «حتی اگه اینجا رو جوری آماده کرده باشی که مناسب جنگ با من باشه، بازم نمیتونی من رو غافلگیر کنی.»
«راست میگی.» نوآ گفت و شکلش در میان سیاهی فضای جداگانه ظاهر شد. «شافو اونقدر قوی نیست که بتونه چیزی بسازه که حواس تو رو مختل کنه، اما اون تنها نیست.»
اسنور، نایت و دوانلونگ، کنار نوآ که شمشیر نفرین شدهاش را بالا میآورد، ظاهر شدند. به نظر میرسید که او آماده است تا یک حمله قدرتمند دیگر را آغاز کند، اما آکسیا از آن نمیترسید. او قبلاً مطمئن شده بود که میتواند از آن جان سالم به در ببرد.
با این حال، جهان تاریک ناگهان با وجود نوآ ترکیب شد و با سیاهی اطرافش درهمآمیخت. بعد جداگانهی شافو و تکنیک نوآ با هم ترکیب شدند تا نسخه قویتری از هردوی آنها ایجاد شود. آکسیا متوجه شد که محیط اطرافش فشار غیرقابل درکی را به دنیایش وارد میکند که باعث میشد هوشیاریاش کوچک شود و بدنش سست گردد.
آکسیا سرانجام دلیل نگرانیای از وضعیت موجود را فهمید و بلافاصله تلاش کرد از آن موقعیت فرار کند. اما ناگهان، نیروی کشش عظیمی به بدنش وارد شد و سرعتش را کاهش داد و به نوآ اجازه داد در یک لحظه به او برسد.
تهذیبگر دستانش را بلند کرد تا انرژی نامرئیاش را آزاد کند، اما نیروی شدیدش از نوآ گذشت و به او این فرصت را داد که شمشیرهایش را به سمت او حرکت دهد. آکسیا به سرعت یک موج ضربه دیگر فرستاد که...
کتابهای تصادفی
