فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2032

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 3032 : تقویت کننده‌ها

نوآ چشمانش را بست تا از آن لحظه لذت ببرد. مرگ آرام آکسیا بعد جداگانه را پر از انرژی‌ای کرد که او در جذب آن تردیدی نداشت، اما تمرکزش روی رشد پتانسیلش بود.

انرژی به دست آمده از نبرد، با افزایش پتانسیلش قابل مقایسه نبود. نوآ احساس می‌کرد که جاه‌طلبی‌اش به طور قابل توجهی رشد می‌کند زیرا چهره‌ی دیگری بر روی انرژی تاریکی که از وجودش تابش می‌شد، ظاهر گشت. او می‌توانست دانتیانش را که داشت منبسط می‌شد حس کند، حتی با وجود اینکه حضور همراهانش همچنان بر لبه‌های آن فشار می‌آورد. او موجی از قدرت را که تاکنون درش وجود نداشت حس کرد و این احساس تقریباً مست کننده بود.

نوآ قبل از بازگشت به واقعیت و ارسال یک دستور ساده از طریق ارتباط ذهنی، فکر کرد: -شاید بتونم الان انجامش بدم.

وجود عظیم شافو که تقریباً تمام قسمت خالی آسمان را که در نبرد ایجاد شده بود پر کرده بود، ناگهان ناپدید شد. نوآ در جایگاه اولیه‌اش ظاهر گشت. ذهنش در احساسات باورنکردنی ناشی از پیروزی غوطه‌ور بود، اما این وضعیت باعث نشد از بررسی محیط اطرافش غافل شود.

پادشاه الباس درحال مبارزه با یکی از تهذیب‌گران مرحله مایع بود، درحالی‌که سپونیا و اژدها با ارشد دیگری درگیر بودند. به نظر می‌رسید که هر دو بر دشمنان‌شان برتری دارند، اما وقتی متوجه شدند نوآ دوباره ظاهر شده، حمله‌شان را متوقف کردند. وقتی متوجه شدند آکسیا همراهش نیست، تعجب و خوشحالی صورت‌شان را پر کرد.

دو تهذیب‌گر مرحله مایع بدون گفتن حرفی متوقف شدند. می‌دانستند که دیگر دیر شده. نوآ مقابل یک ارشد ممتاز پیروز شده بود. او تنها یک قدم تا به دست آوردن قدرتی فاصله داشت که فقط دنیاهایی که در اوج سفر تهذیب بودند، می‌توانستند از آن بهره ببرند.

این رویداد به پادشاه الباس، سپونیا و اژدها اجازه داد تا حریفان خود را غافلگیر کنند. اما به نظر می‌رسید که تهذیب‌گران اراده مبارزه را از دست داده بودند. دو ارشد فرار کردند و در آسمان پنهان شدند و در آنجا به عقب‌نشینی خود ادامه دادند.

شاه الباس، سپونیا و اژدها می‌خواستند آن‌ها را تعقیب کنند، اما وقتی برای تلف کردن نداشتند. آن‌ها هنوز در وسط آسمان بودند و راه فرار آن‌ها مدت‌ها بود که از بین رفته بود. با این حال، منطقه خالی ایجاد شده توسط نبرد آن‌ها بسیار زیاد بود و به آن‌ها این فرصت را می‌داد که بدون برخورد با موانع، فرار خود را از سر بگیرند.

نوآ و دیگران دوباره جمع شدند و بدون نیاز به دستور، به سمت پایین حرکت کردند. آن‌ها به طور غر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی