تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2038
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2038 : همه چیز
پس از اینکه پادشاه الباس، سپونیا، و اژدها وارد مناطق تمرینی مناسب شدند، همه چیز ساکت شد و نوآ آنها را با دنیای تاریک خود در بر گرفت. کریستال تیره غول پیکر نزدیک آسمان معلق بود، اما در حالی که چهار ارشد منابع به دست آمده در مأموریت خود را مرتب و جذب میکردند، حرکت نکرد.
نوآ در وضعیت فعلی خود گزینههای محدودی داشت. قویتر شدن تنها وزنی را که بدنش باید تحمل کند بدتر میکرد، اما او نمیتوانست جلوی پیشرفت خود را درست قبل از رویارویی با هیولا بگیرد. دانتیان او حتی به رتبه نهم رسیده بود، بنابراین وجود او سرانجام توانست جنبههای خود را عمیق تر کند.
در پایان، نوآ با چهار کره به دست آمده از اژدها برخورد کرد و مدت طولانی را در افکار خود غوطه ور بود تا چند تکنیک را بهینه کند و روی مشکل اصلی تمرکز کند. او نمیتوانست در آن حالت به درستی مبارزه کند. او باید یک راه حل موقت برای بدنش پیدا میکرد.
نایت، اسنور، دوانلونگ، شافو، شمشیر نفرین شده، انگل، شمشیر اهریمنی، ذهنش، دانتیان و کریستال سیاهش به رتبه نهم رسیده بودند و بدن اوج رتبه هشتمش را تنها رها کرده بودند، تا تمام آن قدرت را در کنار هم نگه دارد. دورگههای معمولی در این وضعیت به دلیل وزن زیاد اعمال شده توسط آن موجودات، به یک خمیر خون آلود تبدیل میشدند و نوآ نیز در آستانه فروپاشی بود. با این حال، او میتوانست آن رویداد را به دلیل نیروهای فراوانش به تاخیر بیاندازد.
کریستال سیاه میتوانست بیشتر مشکلاتی را که بدنش تجربه میکرد جبران کند. نوآ بر روی مادهی تاریک جدید و مرکز قدرت خود برای تقویت ساختارش تکیه کرد، اما این کافی نبود زیرا گوشت او بین این دو نیروی قدرتمند باقی مانده بود.
فقط ماده ناپایدار بهبود یافته، که با انعطاف پذیری ذاتی او و قدرت باورنکردنی کریستال سیاه ترکیب شده بود میتوانست به پایداریای ضعیف منجر شود. با این حال، نوآ میتوانست احساس کند که آسیبها یا برخوردهای احتمالی میتواند آن همانگی ضعیف را از بین ببرد و بدنش را در آستانه نابودی قرار دهد.
حقیقتاً، نوآ نقشه ای داشت، اما بیشتر جزئیات آن نامشخص بود. غیر جهان بهترین انتخاب او بود، اما نمیتوانست آن را در وضعیت فعلیاش مطابق آنچه در مورد هیولا آموخته بود جذب کند.
غیر جهان احتمالاً انرژیای نداشت که نوآ بتواند آن را جذب کند، اما او یک برگ برنده داشت. جاه طلبی او میتوانست آن نیستی را وادار به تکامل و تبدیل به موجودی کند که بتواند نیازهای او را برآ...
کتابهای تصادفی

