تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2039
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2039 : تیره تر
نوآ و پادشاه الباس با خلأ غریبه نبودند. با این حال ماموریت آنها در آن محیط خشن سالها پیش اتفاق افتاده بود. کل وجود آنها در آن دوره دگرگون شده بود و به آنها اجازه میداد تا با چشمانی جدید محیط اطراف خود را بررسی کنند.
فضای خالی همچنان یکسان بود، اما آرایه فضا-زمان اکنون واضح تر بود. هم نوآ و هم پادشاه الباس میتوانستند قوانینی را که قبلا با معانی متعلق به سیستم آسمان و زمین درک نمیکردند، درک کنند. آنها هنوز در محدودهی فرمانروایان بودند، اما جهان پس از عبور از آسمان شروع به نشان دادن بخشی از چهرهی واقعی خود کرده بود.
از نظر تئوری، تشخیص هیولا به دلیل پوچی ذاتی آن غیرممکن بود. چیزی برای دیدن وجود نداشت، اما نوآ و پادشاه الباس آن را حس کردند، و همین امر برای سپونیا نیز صادق بود. آنها میتوانستند حضور چیزی را که وجود نداشت احساس کنند و این رویداد به طور طبیعی واکنشهای عجیبی را در ذهن آنها ایجاد کرد.
این احساسات تنها زمانی تشدید شد که فضای خالی شروع به تغییر شکل کرد تا حملات سادهای را به سمت گروه انجام دهد. نوآ و پادشاه الباس حتی نیازی به حرکت دادن دستان خود برای از بین بردن آن ضربات نداشتند، اما توجه آنها به ناچار تشدید شد. هر دو میتوانستند از طریقهالههایشان تیزبینیای مرگبار را ابراز کنند، اما به جای غلبه بر تهدیدها، بر مطالعهی محیط اطراف خود تمرکز کردند.
نوآ نمیدانست چگونه احساسش را توصیف کند. او میتوانست احساس کند که چیزی در اطرافش وجود دارد، اما فقط میتوانست نیستی را بیابد. حتی ذهن قدرتمند او نیز قادر به مطالعه هیولا یا بخشهای ضعیفتر آن نبود. آن موجود توخالی متعلق به سیستم دیگری بود که طبیعتش او را از درک آن ناتوان میساخت.
ذهن نوآ جهان را از طریق چیزهایی که وجود داشت تجربه میکرد، اما هیولا دقیقا برعکس بود. او موجودی بود که مراکز قدرت او حتی نمیتوانستند به درستی مطالعه شوند. او برای نزدیک شدن به آن قلمرو باید خود را به یک موجود غیرواقعی تبدیل میکرد، اما آشکارا احمقانه بود. او باید همهی چیزهایی را که در طول زندگی به دست آورده بود را دور بیاندازد تا یک موجود منحصر به فرد را بررسی کند.
عدم تفاهم، گروه را از توسعهی اقدامات متقابل و برنامهریزی در ادامهی پروازشان باز نداشت. تا آن زمان همه از ضعف هیولا خبر داشتند و اژدها نمیتوانست کار زیادی در مورد آن انجام دهد. با این حال، نوآ تیزبینی را در وجود خود داش...
کتابهای تصادفی


