تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2040
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2040 : کاوش
قرار گرفتن در برابر چنین تهدید عظیمی غیر واقعی به نظر میرسید. از آنجایی که ارشدان متوجه شدند که چگونه یک لمس ساده میتواند کل سفرهای آنها را نابود کند، ماهیت عجیب سیاه، دیگر موضوع اصلی نبود.
نوآ و دیگران نیازی به سوال پرسیدن نداشتند. میدانستند که غیرجهان را یافتهاند. چون هیچ چیز دیگری بدون وجود داشتن، نمیتوانست برای وجود آنها خطرناک باشد.
ماهیت غیرجهان، دنیاهای عادی را در معرض خطر قرار میداد. آن تودهی خالی از قدرت میتوانست هرنسخههای متضاد با خودش را نابود کند، به این معنی که هیچ تهذیبگر یا دورگهای نمیتوانست در طول درگیریهای منظم در برابر آن مقاومت کند. حتی پادشاه الباس نیز نمیدانست، که آیا مواردی که به وضوح متکی نیستند میتوانند در برابر آن قدرت مؤثر باشند یا خیر.
نوآ در حالی که آهی از دهانش خارج شد، شروع به فکر کردن کرد.
-«این همه سال جمع کردن تا جلوی چیزی قرار بگیرم که بتونه باهام مقابله کنه.»
نوآ میدانست که غیر جهان فقط با او مقابله نمیکند. آن قدرت عجیب و غریب دشمن هر چیزی بود که وجود داشت، به همین دلیل بود که او در ابتدا قصد داشت او را در آسمان و زمین آزاد کند. میزان خسارتی که چنین چیزی میتوانست به حاکمان وارد کند، بسیار زیاد بود، و او حتی در آنجا حضور داشت تا از مزایای نهایی بهرهمند شود.
با این حال، دیدن چیزی بسیار قدرتمند با چشمان خودش، او را مجبور کرد که برنامههای خود را متوقف کند. نوآ میخواست به جای یافتن راههایی برای پرتاب آن به سوی دشمنانش، تمام تلاش خود را انجام دهد تا از غیر جهان بیاموزد. پتانسیل بسیار زیادی در آن شکل خالی از انرژی وجود داشت، و این که نتواند به درستی به آن نزدیک شود به او آسیب میرساند.
پادشاه الباس در حالی که با دقت به تودهی قدرت خالی نزدیک میشد، نظر داد: «درد داره، نه؟»
نوآ شوخی کرد.«الان مثلا ذهن منو خوندی؟»
پادشاه الباس همچنان که با ترس دست خود را بالا میبرد ادامه داد: «فهمیدن اینکه به چی فکر میکنی کاری نداره، مخصوصا در مورد این».
نوآ هنگام بازرسی اعمال پادشاه الباس گفت: «خب، میتونی مهارش کنی؟»
پادشاه الباس نمیتوانست خیلی روی نوآ تمرکز کند، زیرا نمیدانست که غیرجهان از کجا شروع میشود. بررسی لبههای آن قدرت بسیار سخت بود، زیرا تقریباً با قدرت ذهن او مطابقت داشت. حتی وجود نهایی او نیز نمیتوانست بر ماهیت مخالف هیولا غلبه کند.
پادشاه الباس به فشار دادن دستش به جلو ادامه داد تا ا...
کتابهای تصادفی


