تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2050
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 2050 : تقسیم کردن
تنها چیزی همسطح، یا به خطرناکی هیولا میتوانست توجه آواتار را در میانهی نبرد به خود جلب کند. با این حال، کار حاکمان قبلی نسبتاً راحت بود، زیرا آسمان و زمین تقریباً به شکلی ناامیدانه، در تلاش برای پایان دادن یا جذب دوبارهی نسخهی قدیمی خود بودند.
شهر، موجهای شوک شدیدی ساطع میکرد که گویا میتوانست از میان هالهی متراکم پر شده در سرزمینهای بالایی، پس از ظهور آواتار عبور کند. صدای آذرخش از آرایهی صاعقههایی که از ساختمانهای مختلف محافظت میکردند به گوش میرسید، به قدری بلند بود که انگار قدرت عبور از هر دو مرزِ محیط زیر آسمان را داشت.
با این حال، هیچکس نمیتوانست درخشش نارنجی رنگ پرنوری را که به میدان نبرد پیوسته بود، نادیده بگیرد. سرزمینهای بالایی به سرعت به قلمروی تبدیل شد که توسط سه جناح مختلف اشغال شده بود آسمان و زمین سفید، هیولای سیاه، و حاکمان قبلی نارنجی. این سه نیرو محیط زیر آسمان را به بخشهای مختلفی تقسیم کردند که تحت تأثیر قدرت آنها قرار گرفته بود و به همه نشان دادند که چقدر قدرتمندند.
آسمان و زمین همچنان غیرقابل عبور به نظر میرسیدند. آنها هنوز بیش از نیمی از سرزمینهای بالایی را در کنترل خود داشتند، و نفوذشان پس از وارد کردن جراحات زیاد به هیولا بهطور مداوم گسترش مییافت.
از طرفی، حاکمان قبلی و هیولا نیمهی باقیمانده را بین خود تقسیم کردند، البته موجود تهی بخش بزرگتری را به دلیل اندازه عظیمش در اختیار داشت. با این وجود، شهر نارنجی علاقهای به کنترل جهان نداشت و بیشتر قدرتش در میان ساختمانها متمرکز شده بود تا برای حمله آماده شود.
نوا در آن لحظه جاهطلبی خود را فعال کرد. او پیش از این از قدرت خود برای تقویت نیروی جذبش استفاده کرده بود، اما اکنون به چیزی بسیار متفاوت نیاز داشت.
سیاهی اثیری، سوخت خود را به ذهن و دانتیان او فرستاد. جهانی که در چشمان نوا بود تغییر کرد، چون تمام توجه و حواس خود را بر هالهی متراکم اطرافش گذاشته بود. او میتوانست قدرت آسمان و زمین را در آنجا ببیند و حتی قدرت شدید آن نفوذ را درک کند. با این حال، برای جذب انرژی موجود در آن باید آن را نابود میکرد.
سایههایی سرخ تیره از وجود نوا میدرخشیدند و عطش خون او به شدت افز...
کتابهای تصادفی
