تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2056
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۰۵۶: رحم کن
نوآ همچنان به جلو مشت میزد، بیآنکه پایانی برای ماده سفیدِ مقابلش بیابد. ساختار کدر آن، او را به این باور رسانده بود که آسمان و زمین میتوانند کل سطح برتر را با این آسمان ضعیف پر کنند. با این حال، انتظار داشت که به مناطقی خالی هم برخورد کند؛ اما جستوجویش بینتیجه بود.
دنیای تاریک تکنیکی شگفتانگیز بود و تواناییهای دفاعیاش در بالاترین سطح ممکن قرار داشت. بااینحال، نوآ میدانست که موجودات دیگری نیز میتوانند چیزی مشابه خلق کنند. حتی تقریباً مطمئن بود که برخی موجودات رتبه هشتم میتوانند با قدرت خود، از گسترش آسمان جلوگیری کنند. بنابراین منطقی به نظر میرسید که او به شکافهایی برخورد کند.
اما جهان اهمیتی به ایدههای منطقی او نمیداد. تنها سفیدی بیپایانی را نشان میداد که سکونی خالص را به تصویر میکشید. قوانین آشفته، به مادهای با طبیعتی کاملاً متضاد تبدیل شده بودند؛ حتی اگر قدرت بیشتری در خود حمل میکردند.
نوآ پیش از آنکه تصمیم بگیرد پیشروی بیوقفهاش را متوقف کند و مناطق طیشده را بازبینی کند، با خود فکر کرد: _این یه تکامل دیگه انرژی آسمان و زمینه؟ این نسخه از آسمان برای اینکه یه پیشرفت مستقیم به حساب بیاد، زیادی ضعیفه. شاید فقط قوانین آشفته خودشونو تغییر دادن تا بتونن کنترل بیشتری روی سطح برتر داشته باشن.
با این حال، نوآ هنوز احساس سردرگمی میکرد. قوانین آشفته، بهخاطر طبیعت ذاتیشان، بهآسانی قابل تغییر نبودند. آسمان و زمین نیز مجبور بودند که بیشتر این قوانین را دستنخورده نگه دارند تا تواناییشان در اثرگذاری بر کل سطح برتر حفظ شود. نبرد اخیر شاید بخشی از محدودیتهای عدالت را برداشته بود، اما باز هم این مسئله دور از ذهن به نظر میرسید؛ مگر آنکه حاکمان نقشهای بزرگتر در سر داشته باشند.
نبود پاسخ و غیاب کامل هر نشانهای از حضور موجودات زنده دیگر، تلاش داشت تا تردید را به ذهن نوآ وارد کند. اما حالت ذهنی جدید او تقریباً چنین احساساتی را به فراموشی سپرده بود. او مطابق با ذات حقیقی خود عمل میکرد و بهتدریج به کنار گذاشتن افکارش و عمل بر اساس امیال درونیاش عادت کرده بود.
بررسی مناطق طیشده بالاخره پاسخهایی برای نوآ به همراه داشت. او توانست نیرویی را ببیند که در برابر تأثیراتی که بر دیوارههای حفرههای بزرگ ناشی از مشتهایش باقی مانده بودند، مقاومت میکرد. آسمان در تلاش بود تا اثرات حملات او را پاک کند و دوباره گسترش یابد. تلاشی که به نظر میرسید پایانناپذیر است.
نوآ به درک تازهای رسید. او هیچ اثری از موجودات زنده پیدا نکرده بود، چرا که آسمان، حتی پس از پر کردن مناطق، هرگز دست از گسترش برنمیداشت. ماهیت...
کتابهای تصادفی

