فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 69

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 69: صندلی

خون از بالای سرش می‌چکید و شروع به پایین رفتن کرد. در حالی که در یک دستش خنجری آلوده قرار گرفته بود، دستش دیگرش را بلند کرد تا خون را پاک کند. ​

«بهت چی گفته بودم؟ تو ما رو به کشتن میدی وردن!»

«میشه خفه شی، مگه اینکه بخوای به با اون لعنتی مبارزه کنی؟»

روی زمین جلوی وردن، یک رت‌کلاو شکست‌خورده بود و کنار آن یک رت‌کلاو دیگر بود که آسیبی ندیده و تنها مجروح شده بود. هنگامی که وردن وارد پورتال شده بود، در فضای باز با یک رت‌کلاو مواجه شد. ​

با علم به این که احتمالا جانوران بدوی بیشتری در منطقه وجود دارند و نمی‌خواهند توجه آن‌ها را جلب کنند. وردن به نزدیک‌ترین ساختمان فرار کرده بود . ​

فقط یک انبار بزرگ خالی با چندین جعبه شکسته و یک تکه فلز فلزی روی آن در آنجا قرار داشت. ساختمانی با تنها یک ورودی، او چاره‌ای جز جنگیدن نداشت. ​

مهارت او به خوبی کمکش کرده بود. با وجود اینکه او فقط یک مهارت سطح یک زمینی را داشت، اما وردن فرد ماهر بود. پس فورا دستش را روی زمین گذاشت از خاک یک خنجر برای خودش درست کرد. این سلاحی بود که او با آن راحت بود. ​

او موفق شد تا از حمله رت‌کلاو در زمان درست جاخالی دهد و جانور را برش دهد. تنها مشکل این بود که پوست رت سفت بود و نیروی واردن ضعیف. ​

او قدرت زیادی نداشت و فقط می‌توانست به توانایی و مهارتش اعتماد کند. ​

اما سرانجام , وردن موفق شد تا به‌اندازه کافی به رت صدمه بزند , درست همان طور که ضربه آخر را تحویل وارد می‌کرد, یک رت‌کلاو دیگر نیز از پشت سرش ظاهر شد. او موفق شد تا به موقع از ضربه‌ی آن جاخالی دهد ولی ضربه به قدری به او نزدیک بود که روی سرش سه جای زخم ایجاد کند و باعث خونریزی او شود. ​

«باشه. پس خودم با اون موش لعنتی مبارزه می‌کنم. صندلی رو بده به من.»

سپس وردن کنترلش را به راتن داد. اتاق ذهن وردن کاملا تاریک بود و تنها یک صندلی داشت که بر روی صندلی نور سفیدی می‌تابید. نور بالای صندلی تنها منبع نور در تمام اتاق بود. ​

وقتی راتن به‌جای وردن نشست، کنترل بدن را در دست گرفت.

در همین حال، وردن در تاریکی به راه اف...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی