سیستم خوناشامی من
قسمت: 77
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
همانطور که کوئین اطراف خود را نگاه میکرد، یک قطعه شکسته از مکانیسم را در نزدیکی خود پیدا کرد. این یک شئ فلزی و بلند شبیه به قطب نما بود، اما نمیدانست که به عنوان کدام بخش از مکانیسم مورد استفاده قرار میگرفت.
آن را برداشت و با رعایت فاصله به آن نگاه انداخت. او با دقت آن را به سمت مکانیسم دیگری که نابود شده بود هدف گرفت، و به سمت جلو و عقب ورودی رفت.
با استفاده از تمام قدرتاش، قطعهای از فلز را از فاصلهای خیلی زیاد پرتاب کرد. این یک شاهکار شگفتانگیز و تقریبا فرا انسانی بود، البته تنها کوئین قادر به انجام آن بود، زیرا او نسبت به بقیه قدرت فوق العادهای داشت.
قطعه فلز دقیقا جایی افتاد که او قصد داشت صدای بلندی در آن ایجاد کند. سپس رت کلاوها به سرعت در جهت صدا حرکت کردند.
«الان فرصت مناسبیه.»
کوئین تمام قدرتش را در پاهایش جمع کرد و با استفاده ازآن، به سمت ورودی حرکت کرد. و در نهایت به ساختمان گنبدی شکل رسید.
ورودی مانند یک راهرو بود که توسط دیواری در دو طرف احاطه شده باشد و فقط کمی تا جایی که دو درب فولادی قرار داشتند مانده بود.
او سعی کرد دربهای فولادی را باز کند اما موفق نشد. او متوجه شد که درها درست مثل بقیه اجزای ساختمان سالم مانده بود که یعنی به احتمال زیاد از همان مواد ساخته شده بود. همانطور که او در اطراف درب جست و جو میکرد، یک دستگاه دیگر با کد دسترسی دیگری مشاهده کرد.
او بلافاصله دست خود را بر روی دستگاه قرار داد و از مهارت ارزیابی خود استفاده کرد.
«امیدوارم جواب بده، لطفا ناامیدم نکن سیستم.»
یک دستگاه کد دسترسی به دو در فولادی متصل شد. رمز ۳۳۳۴۶۲۵۳۷۷۸ است.
با اینحال، درست زمانی که کوئین کد را در دستگاه وارد میکرد، رت کلاوها دوباره برگ...
کتابهای تصادفی



