فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 78

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

آن شب هم وُردن مثل شب های دیگر برای خوابیدن تلاش می‌کرد.

او آخرین باری که خواب راحتی داشت را به خاطر نمی‌آورد.

بعضی از شب‌ها می‌توانست مثل دیگران آرام بخوابد و خواب ببیند، اما مواقعی بود که ذهن او به پشت پرده کشیده می‌شد، در آن زمان هیچ کس روی صندلی ننشسته بود و هیچ‌ کس آن را کنترل نمی‌کرد.

اخیراً این امر بیشتر و بیشتر اتفاق می‌افتاد.

در اتاق سیاه معمولاً وقتی آن سه نفر استراحت می‌کردند، با هم حرف می‌زدند اما همیشه وقتی که او در آنجا بود احساس نگرانی می‌کرد.

صندلی در هر زمانی خالی بود و هربار یکی از آنها می‌توانست روی صندلی بنشیند و کنترل را در دست بگیرد، وُردن به عنوان دروازه بان عمل می‌کرد اما این فقط به این دلیل بود که کوچولو به او اجازه داده بود.

همان زمان بود که یک کشش جزئی روی بازویش احساس کرد.

ایان گفت: «هی بیدار شو بچه بنظر میاد کابوس دیدی.»

وقتی وُردن چشمان خود را باز کرد به اطراف نگاهی انداخت، و متوجه شد که هنوز در اتاق کاملا سیاه قرار دارد.

وُردن پاسخ داد:« اوه، معذرت می‌خوام، امیدوارم زیاد سر و صدا نکرده باشم.»

«خب، اینجا خیلی ترسناکه، بچه هایی مثل تو نباید برای خودشون بیان اینجا، پس نگران نباش. مشکلی نیست اگه جاهامون رو عوض کنیم؟»

سپس ایان جای خود را با وُردن عوض کرد. در حالی که ایان روی زمین سخت آزاردهنده دراز می‌کشید، وُردن از طریق شکاف های قفسه کتاب نگاه می‌انداخت.

وُردن تقریباً در یک لحظه از پشت سرش می‌توانست صدای خروپف های بلند ایان را بشنود. برعکس او ایان تقریباً می‌توانست بلافاصله بخوابد.

راتن پرسید:«هی وُردن اگه قصد نداری اونو بکشی، وقتی پورتال رو پیدا کردیم چی کار می‌کنی؟ کریستال پیشرفته‌ای که با خودش داره برای ما خیلی مفیده و هیچکس هم متوجه نمی‌شه. تو دیدی که اون چقدر ضعیفه و الان که ما توانایی اون رو داریم، به راحتی میتونیم کارش رو تموم کنیم.»

وُردن با عصبانیت پاسخ داد:«تا وقتی که من مسئول هستم هیچ کس آسیب نمی‌بینه.»

خیلی خب اما یکی از این روزها که ما به مشکل برخوردیم، من اصلا به تو کمک نمی‌کنم و وقتی اون ببینه که کارت رو خوب انجام نمیدی، من به جای تو مسئول میشم و اجازه نمیدم در مورد چیزی تصمیم بگیری.

وقتی هیچ کاری انجام نمی‌دهید، سخت می‌توان گف...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی