فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 79

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

۷۹

وُردن و ایان درست بیرون ساختمان گنبدی شکل بزرگ، آماده ورود بودند. جلوی گنبد یک فضای باز وجود داشت که پر از آشغال بود. به نظر می‌رسید نبردی در محوطه بیرونی صورت‌ گرفته بود.

آن‌ها با احتیاط به راه خود در میان آوار و آشغال‌ها ادامه می‌دادند و در حالی که قدم‌ به‌ قدم به ورودی نزدیک‌ و نزدیک‌تر می‌شدند، پوشش خود را حفظ می‌کردند.

بعد از اینکه به چپ و راست نگاه کردند و از نبود جانور‌ان مطمئن شدند، تصمیم گرفتند سریع‌تر حرکت کنند.

وقتی به سمت جلو می‌دویدند، به سالن رسیدند و به سمت در حرکت کردند اما درست بیرون آن متوقف شدند. ایان خم شد تا به چیزی که روی زمین بود نگاه کند.

«بازم یه گروه مُرده دیگه از رت کلاوها وجود داره.»

ایان سپس انگشتش را در خون سیاه فرو برد. با اینکه کمی خشک بود، خیلی تازه به نظر می‌آمد. «به نظر نمیاد که مدت زیادی از مرگشون گذشته باشه، قبلا کسی اینجا بوده.»

وُردن قصد نداشت چیزی بگوید اما امیدوار بود این کوئین باشد. به هر حال، وقتی از کنار رت کلاوهای مرده می‌گذشت، او واقعا کوئین بود، رازی که از وُردن مخفی شده‌ بود، بزرگ‌تر از آن بود که فکر می‌کرد.

«یه ماشین با کد رمز؟» وُردن در حالی که در سمت دیگر متوجه چیزی شده بود، گفت: «رمز رو می‌دونی؟»

«شوخیت گرفته، من از کجا باید بدونم.» ایان درحالی که به در نگاه می‌کرد هر دو دستش را دراز کرد.

او شروع به تمرکز کرد. پس از مدتی وردن می‌توانست یک رگ باد کرده را روی سر ایان ببیند. «لعنت به این در، خیلی محکمه.»

ایان به استفاده از قدرتش ادامه داد اما در محکم بسته شده بود و شکستن آن آسان نبود. اما بعد در به کندی باز شد و قفل پشت آن خمیده شد.

صدای در فلزی که از هم جدا می‌شد، توجه ناخواسته‌ای را به خود جلب کرد. سه تا از رت کلاوها به در حال پرسه زدن در اطراف بودند که ده دنبال صدا، دو انسان را دیدند که در نزدیکی ورودی ایستاده بودند.

«ایان، بهتره عجله کنی!»

ایان فریاد زد:« پس خودت با رت کلاوها کنار بیا!»

وقتی ایان در را باز کرد، قسمتی از آن شروع به خم شدن کرد. اما با همین خم شدن و ایجاد صدای بلند، توجه ناخواسته بیش...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی