فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 87

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 87 ترسیدی؟

حدود ده دقیقه از آخرین باری که وردن چیزی را از کوئین شنیده بود گذشته. اما این را به کوئینِ در حال فریاد کشیدن ترجیح می‌داد. مدتی قبل احساس می‌کرد ممکن است کوئین هر لحظه به سمتش حمله‌ور شود اما اکنون آرام بود و دیگر در را نگه نداشته بود.

با پشتش به در تکیه داد.

راتن پرسید: «هی، چرا هنوز اینجا هستیم؟ اون یارو میتونه توی یه لحظه ما رو بخوره، من نمی‌فهمم.»

وردن پاسخ داد: «اما او اینجوری نیست، هست؟ فکر کردی نمی‌تونست ما رو بخوره، صادقانه بگم، فکر نکنم حتی با تونایی‌هام هم بتونم متوفقش کنم.» سپس دستش را به سمت سینه‌اش برد. زخمش خشک شده بود و شروع به بسته شدن کرده بود.

سپس صدای حرکت از آن طرف در شنیده شد، کوئین داشت از روی زمین بلند می‌شد.

کوئین پرسید: «وردن، هنوز اونجایی؟»

«آره، اینجام. خوبی؟»

«آره، خوبم، احتمالا میخوای بدونی الان چه اتفاقی افتاد، درسته؟»

«خب، اگه بگم نه که دروغ گفتم.»

کوئین سپس نفس عمیقی کشید و آماده شد تا کل قضیه را برای وردن تعریف کند. برایش سخت بود. برخلاف لایلا که خیلی راحت آن را باور کرده بود، بقیه مانند او نخواهند بود و کوئین از واکنش وردن می‌ترسید.

به آرامی شروع به توضیح دادنِ اینکه چگونه یک کتاب بدست آورده و اینکه بعد از استفاده از آن ناگهان احساس متفاوتی داشته، کرد. کوئین سپس به توضیح وقایع مدرسه و حتی اتفاقاتی که با لایلا افتاده، پرداخت. همۀ ماجرا تا جایی که به دنیای پورتال رسیده بود و اینکه در نهایت به خونخوار تبدیل شد.

هرچند برخی جزئیات وجود داشت که تصمیم گرفت آنها را نگوید. دلیلی برای آشکار کردن اینکه توانایی‌اش مانند یک سیستم کار می‌کند، وجود نداشت؛ اینکه فقط با خوردن خون قوی‌تر می‌شود، و همینطور هرچیزی که به سیستم مربوط می‌شد را کنار گذاشت، از جمله آن مرد مرموز بلوند.

این مسائل اسرارآمیز مشکل خودش بود که باید با آنها سر و کله می‌زد و فقط باید آنچه لازم است را به وردن بگوید.

وقتی کوئین داستان خود را به پایان رساند، بین آن دو چند لحظه سکوت برقرار شد. البته وردن از کل ماجرا شوکه شد...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی