فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 130

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 130 مبارزه با دالکی

دورتر در بیابان، کوئین در شن‌های سست به طرف چاه آب برمی‌گشت. دانه‌های عرق از پیشانی او می‌چکید، روی شن‌ها فرود می‌آمد و قبل از این‌که حتی یک قدم بردارد، خشک می‌شدند. خوشبختانه خیلی از چاه دور نشده بود.

مشکل این بود که او احساس ضعف بسیار می‌کرد و لحظه به لحظه این احساس بیشتر می‌شد. این باعث شد او کندتر و کندتر حرکت کند.

او فکر کرد: ' شاید تحمل گرمای خورشید ایده خوبی نبود. '

اگرچه آمار او از آمارهای یک فرد معمولی بهتر بود، اما در واقع احساس ضعف بیشتری نسبت به یک فرد عادی داشت. تنها دلیلی که او می‌توانست برای توضیح این موضوع فکر کند این بود که به نظر می‌رسید خورشید در این سیاره قوی‌تر از زمین و سیاره پرتال سرخ است، جایی که نصف سال شب بود.

امتیازات سلول‌های جهش‌یافته او تقریباً به طور کامل بازیابی شده بودند، و او نمی‌توانست منتظر بماند تا سرانجام شنل سایه خود را اجرا کند. با این حال، درست قبل از این‌که بتواند مهارت را فعال کند، کوئین یک پیام نگران‌کننده از سیستم دریافت کرد.

{قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید تأیید شد} {بدن شما بیشتر ضعیف شده است} {همه آمار اکنون 80 درصد کاهش می‌یابد} کوئین فریاد زد: «این چیه!؟»

در آن لحظه، کوئین روی زانو افتاده بود زیرا تمام بدنش به تدریج ضعیف‌تر شد. علاوه بر این، او شروع به احساس سوزن سوزن شدن جزئی روی پوست خود کرد. به نظر می‌رسید که سطح آن می‌سوزد، و اکنون پوست او خارش شدیدی دارد.

کوئین با خودش فریاد زد: «چه اتفاقی داره برام می‌افته؟ سیستم! کمک! لطفا توضیح بده!»

سیستم پاسخ داد: «تو الان یک خون‌اشام هستی.”آیا یادت نمیاد که اون‌همه کتاب فانتزی خون‌اشام رو خوندی؟ البته که اگه بیرون بمونی و خودتو برای مدت طولانی در معرض خورشید قرار بدی، اثرات بدی خواهد داشت.»

کوئین با چهره نگران ناله کرد: «اگه مدت طولانی در معرض نور خورشید قرار بگیرم چه اتفاقی می‌افته؟»

«خوب، آمار تو همچنان کمتر می‌شه تا در نهایت پووف!» سیستم خیلی عادی این را گفت، گویی این اتفاق سیستم را به هیچ عنوان اذیت نمی‌کند، مثل این‌که هیچ تاثیری بر او نداشت.

«خوب، من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم، نمی‌خوام بفهمم پووف معنیش چیه.»

{مهارت شنل سایه فعال شد}

سایه از کف پای او شروع به احاطه کردن او کرد و تا انتهای سرش حرکت کرد. سرانجام، او مانند سایه‌ای تار زیر تابش خورشید بود. او مانند یک بدن انسانی ساخته شده از سایه شد.

هنگامی ‌که این مهارت فعال است، تشخیص او برای دیگران دشوار است و در تاریکی و سایه‌ها بهترین عملکرد را داشت. اگرچه در بیابان باعث شد مثل یک انگشت شست زخم شده بیرون بیاید.

کوئین احساس کرد انرژی او دارد ب...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی