سیستم خوناشامی من
قسمت: 147
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 147 گازم بگیر یا دوستم بدار
دستور ژنرال مطلق بود و مجازاتی سخت در انتظار کسانی بود که از آن سرپیچی میکردند. اگرچه در مورد آنچه بین دانشآموزان اتفاق میافتد قوانین زیادی وجود نداشت، اما در مورد کسانی که از آنها بالاتر بودند اینطور نبود.
اگر به اندازه کافی قوانین را نقض کنید، به یک سیاهچال زیرزمینی برده خواهید شد. مدرسه نمیتواند شما را بیرون کند. آنهایی که وارد شدند تقریباً هرگز برنگشتند، و آنهایی که برگشتند، افراد متفاوتی بودند.
همچنین شایعهای شنیده میشد که نشان میداد دانشجویانی که به سیاه چال فرستاده شدند بدون هیچ گونه توانایی بازگشتند.
به همین دلیل، حتی وردن نگران این بود که علیه یک ژنرال مدرسه اقدام کند. شاید او بتواند از قدرت خانواده خود بر تصمیم ارتش در مورد دوک استفاده کند، اما این امر مستلزم شواهد است و بسیار بیشتر از یک شهادت واحد از پیتر نیاز دارد.
بنابراین گروه چارهای جز عمل به دستور دوک نداشت.
پیتر هنگام بازگشت به پایگاه نظامی با آن دو نفر پرسید: «باید چیکار کنم؟»
وردن گفت: «ما تا جایی که میتونیم تو رو همراهی میکنیم، اما اگه اونا تو رو در کنار ما ببینن، فکر میکنن که تو دیگه طرف اونا نیستی. در حال حاضر فقط با هر چیزی که ازت درخواست میکنن موافقت کن و ما بعدا درموردش تصمیم میگیریم.»
درست در همان زمان، هنگامی که آنها در حال خروج از جنگل بودند، وردن پیشنهاد کرد که پیتر جلوتر برود در حالی که آنها از پشت او را دنبال میکنند. آنها باید بیشتر احتیاط میکردند، اما قبل از خروج پیتر از جنگل، وردن چند کلمه برای گفتن داشت.
«پیتر، من این بار روی تو حساب میکنم. نمیدونم چرا اما به نظر میرسه کوئین کاملاً به تو اعتماد داره، و در حالی که من تو رو بخشیدم، به این معنی نیست که من به تو اعتماد دارم. هنوز نه، یا شاید هرگز.»
لایلا به دندههای وردن ضربه زد و زمزمه کرد: «راحتش بذار. اون تجربه نزدکی به مرگ داشته و الان بهش گفتن که یک غوله. لازم نیست چیزی که از قبل میدونه رو دوباره تکرار کنی.» او لبخند دلگرم کنندهای به پیتر زد.
با این حال، وردن بسیار جدی بود. او هنوز پیتر را به عنوان یک مسئولیت روی دوشش میدانست و اگر بخاطر کوئین نبود، تا به حال از شر او خلاص شده بود.
آنها سرانجام به ساختمان سال دوم رسیدند که در ضلع شرقی مدرسه مستقر بود. از آنجا به بعد، وردن و لایلا دیگر نمیتوانستند پیتر را دنبال کنند چون دانشآموزان سال دوم درست آن بیرون ایستاده بودند و دلیل خوبی برای آن نداشتند.
با این حال، ...
کتابهای تصادفی

