فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 159

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 159 خیلی گرسنه

راتن داد زد: «می‌شه آروم بگیری؟!»

وردن همین‌طوری به جلو و عقب راه می‌رفت، هنگامی که دید سیل کنترل را روی صندلی در اتاق سیاه بدست گرفته است. اتّفاق نادری بود. سیل معمولاً زمان‌های خطر خارج می‌شد و حتّی آنموقع هم زمانی که خطر به اتمام می‌رسید، به گوشه‌ی تاریک خود بازمی‌گشت. ولی برای دلیل نامعلومی، سیل انگار از زمانی که وردن کوئین را برای بار اوّل ملاقات کرد، در حال تغییر بود.

وردن از آن تغییر راضی بود و فکر می‌کرد کوئین تاثیر خوبی روی او بگذارد. ولی الآن زمانش نبود. در شرایط حساسی بودند و کوئین به اندازه‌ی کافی در ذهنش درگیری داشت. وردن نمی‌توانست کاری بکند جز این‌که همانجا بایستد. می‌ترسید اگر به سیل نزدیک شود، ممکن است او بترسد و تمام مدّت کنترل را خودش نگه دارد.

کوئین به آرامی گفت: «وردن، تو خوبی؟»

سیل به سرعت سرش را تکان داد: «بهت که گفتم، اسم من سیله. منتظر ملاقات کردنت بودم کوئین.»

کوئین نمی‌دانست چگونه به این واقعه عکس‌العمل نشان دهد. آرامش خودش را حفظ کرد و شروع به فکر کرد. چگونه وردن از بازجویی با آن خانم قسر در رفت؟ ربطی به قدرتش داشت؟ یا چیزی کاملاً متفاوت؟ حالا، وردن داشت ادّعا می‌کرد که فرد دیگری است. اگر فرد روبه رویش دقیقاً شبیه وردن نبود، او را باور می‌کرد.

کوئین با خودش فکر کرد: «شاید این یه مهارته که سر راهش قبل از رسیدن به اینجا کپی کرده؟ یه مهارت تعویض ذهن که بهش اجازه داد اون خانم رو فریب بده. وردن، تو یه نابغه‌ای.»

کوئین با لبخند پاسخ داد: «از ملاقاتت خوشبختم، سیل. ممنون که بهمون کمک کردی، حسابی بهت بدهکاریم.»

سیل گفت: «هیچ مشکلی نیست.»

دستش را بلند کرده و شروع کرد به نوازش موهای فر کوئین، انگار که یک سگ بانمک باشد. کوئین داشت کم‌کم احساس عجیبی نسبت به این شرایط پیدا می کرد. اگر فقط دو نفر آن‌ها در یک اتاق بودند، او عقب می‌کشید یا حتّی وردن، نه، سیل را کنار می‌زد. ولی هنوز تحت نظر بودند و نمی‌خواست توجّهی جلب کند.

«اگه یه وقت کمکی نیاز داشتی، می‌تونی همیشه منو خبر کنی.»

داخل اتاق سیاه، سیل صندلی را ترک ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی