سیستم خوناشامی من
قسمت: 168
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 168 هنر های رزمی
از میان تمام دانشآموزان آنجا، لئو کوئین را انتخاب کرده بود. دیگر برای بقیه غافلگیرکننده نبود. از همان روز اوّل، اینطور به نظر میآمد که لئو به کوئین لطف خاصی دارد. معمولاً به محوطهای میرفت که او در آن بود، کوئین تنها فردی بود که یک تمرین تنبهتن با او داشت و لئو گویا بیشتر از یک بار زندگیاش را نجات داده بود.
بدون داشتن هیچ بهانهی خوبی برای رد کردن، کوئین به سمت سکو قدم برداشت.
یک دانشآموز پرسید: «هی اون دانشآموزه همیشه این شکلی بود؟»
«فکر کنم؟ اونقدر مطمئن نیستم. قبلاً بهش همچین توجّه نکرده بودم.»
یک دانشآموز دختر گفت: «حیف که فقط درجهی یکه، وگرنه میتونست دوستپسر خوبی باشه.»
از زمانی که به خونآشام تبدیل شده بود، ظاهر کوئین کمی تغییر کرده بود. او دیگر ضعیف و لاغر نبود. بدنش پرتر شده بود و بهنظر میآمد که در تمام بدنش میزانی ماهیچه دارد. دانشآموزان از همان اوّلش هم هرگز به او توجّه خاصی نکرده بودند، بهجز اینکه او را به عنوان یک هدف برای اذیّت کردن ببینند. حالا که جلوی کلاس ایستاده بود، میتوانستند بهتر او را ببینند.
کوئین و لئو در دو طرف مخالف سکو ایستاده بودند.
لئو در حالی که به کوئین نگاه میکرد، توضیح داد: «حالا برای این جلسه یه بار دیگه میخوام همگی از هیچ مهارتی استفاده نکنین، بعداً سعی میکنیم یاد بگیریم چطوری مهارتهاتون رو با مشتها ترکیب کنین تا بیشتر تأثیر داشته باشه؛ ولی برای الآن فراموشش کنین. خیلی خوب، وقتی آماده بودی میخوام با تمام زورت و بدون ساده گرفتن به سمتم بیای.»
لئو یک حالت مبارزه گرفت و در همان زمان، یک جستجو در جلوی کوئین پدیدار شد.
[حریف با درجهی بالا شناسایی شد]
[حریف را در مبارزه شکست دهید. پاداش: افزایش درجهی فوری]
اینطور بهنظر میرسید که پاداش برای بردن مبارزه مثل بار قبل بود. هرچند کوئین احساس نمیکرد به این زودیها بتواند لئو را شکست دهد.
ولی پاداش جستجو به کوئین یک ایده داد. تا بهحال هر افزایش درجهای این الزام را برای او داشت که دو برابر میزان تجربهی قبلش کسب کند. هرچند، این زمانی که در درجهی ده تب...
کتابهای تصادفی



