فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 178

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 178 جاسوسی

برخی از خون‌آشام‌ها عادات عجیبی داشتند، احتمالاً به این دلیل بود که یا در داخل خانه گیر کرده بودند یا بیشتر در تاریکی به سر می‌گذراندند. این همان چیزی بود که در سر فکس نیز در حالی که به کوئین نگاه می‌کرد می‌گذشت.

حتی فکس نیز به دلیل علاقه زیادش به انسان‌ها، عجیب و غریب در نظر گرفته می‌شد، اما تاکنون تجربیات او از آنها جالب و تعریف کردنی نبود. هیچکس با او صحبت نمی‌کرد و از میان تعاملات بسیار کمی که با بقیه داشت، ابتدا توسط ارین و سپس توسط دو هم اتاقی‌اش مورد حمله قرار گرفته بود.

سرانجام، وقتی پای دخترک به طور کامل بهبود یافت، پیتر دیگر از خوردن پای مقابلش احساس عجیبی نداشت. قبل از این احساس می‌کرد بخشی زنده از او را می‌خورد، اما حالا که می‌دید حالش خوب است، نمی‌توانست بگذارد این گوشت عالی هدر رود.

اولین لقمه سخت ترین بود، اما وقتی طعم آبدار گوشت را در دهانش حس کرد، نتوانست متوقف شود. او به خوردن ادامه داد تا جایی که تقریباً چیزی جز استخوان باقی نمانده بود.

فکس در حالی که سعی می‌کرد شوخی کند گفت: «غول ها، کثیف غذا می‌خورن مگه نه؟»

اما کوئین حس و حال خنده نداشت.

[به‌روزرسانی ماموریت]

[3/7 تکه‌ گوشت انسان توسط غول "پیتر چاک" مصرف شده است]

بار دیگر انرژی در بدن کوئین موج زد. اما او می‌دانست که او قوی‌تر نمی‌شود، بلکه این انرژی برای پیتر است. اما این پیام فقط روحیه او را بدتر کرده بود و متوجه شد که باید این کار را چهار بار دیگر نیز انجام دهد.

شاید ما فقط باید راه آسون رو انتخاب کنیم؟ کوئین برای لحظه‌ای فکر کرد اما به سرعت نظرش تغییر کرد.

آنها چشم بند را از صورت دختر برداشتند و سپس فکس شروع به استفاده از مهارت نفوذ خود کرد. چشم‌های قرمزش می‌درخشید و همین‌طور به دختر نگاه می‌کرد. سپس دخترک با حالتی مبهوت بیدار شد و انگار که از هیچ چیز اطرافش اطلاعی نداشت، گویی که خوابیده بود، اما با چشمان باز.

فکس دستورات ساده‌ای از اتفاقات آن شب به او داد، فکس مطمئن شد که مسائل را بیش از حد پیچیده نمی‌کند و در عین حال جزئیات زیادی را ارائه نمی‌دهد. در غیر این صورت ممکن بود ذهن او را دچار مشکل کند. آخرین چیزی که اشاره کرد این بود که به او گفت یک ساعت دیگر بخوابد.

در حالی که ی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی