فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 180

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 180 بونز فریبنده

اتاق مملو از دانش آموزانی بود که به فکر کار خود بودند و توانایی‌های اصلی‌شان را تمرین می‌کردند. بسیاری از آنها کاربران زمین بودند، چرا که این عنصر رایج‌ترین توانایی در سراسر جهان بود. البته این توانایی آسان‌ترین روش را برای بالا بردن سطح دارا بود، اما اگر می‌خواستید به اوج توانایی زمین برسید، فرد می‌بایست به ارتش می‌پیوست تا به سمت بالا حرکت کند.

در یکی از گوشه‌های اتاق، بونز پیتر را گرفته بود. دانش‌آموز لاغر و قدبلندی که دو شاگرد دیگر را نیز در کنار خود داشت. آنها موقعیتی مثلثی دور پیتر تشکیل دادند که بونز در مقابل پیتر قرار گرفته بود و دو نفر دیگر پشت سر او ایستاده بودند.

وردن سهم بالایی در تجارب جنگی داشت و فقط با نگاه کردن به این وضعیت، می‌دانست که آنها قصد انجام چه کاری را دارند. او به سرعت نیاز به یک برنامه‌ داشت، پس شروع به نگاه کردن به اطراف اتاق کرد. وگرنه آنها ممکن بود واقعیت را بفهمند.

آنها نمی‌خواستند که اکنون روی پیتر ریسک کنند، نه حداقل زمانی که او هنوز یک غول بود. یک روز بدون گوشت خوردن او را دیوانه می‌کرد. اگرچه کوئین معتقد بود که پیتر ساکت خواهد ماند، اما وردن به این مورد باور نداشت.

بونز گفت: «خوب، پیتر، وقت اونه که ببینیم چی توی چنته داری.»

با این حال، پیتر آنقدر اضطراب داشت که نمی‌توانست به درستی حرف‌های بونز را بشنود و به این فکر می‌کرد که برای رهایی از این آشفتگی چه باید بکند.

پیتر فکر کرد: چرا این بچه‌ها الان باید بیان و من رو خفت کنن؟ عدد روی ساعت به اندازه کافی راضیشون نمی‌کنه و این بچه‌ها هنوزم می‌خوان زندگی من رو خراب کنن؟ ولی خوب، اگه قرار باشه که به هر حال گرفتار بشم، ترجیح میدم که همین الان همشون رو بکشم.

درست در آن زمان، پیتر وردن را در حال راه رفتن از پشت سر آنها دید.

بونز فریاد زد: «بیا پیتر، آماده‌ای یا نه؟!»

وردن حالا در فاصله‌ای نه چندان دور در کنار آنها ایستاده بود. او شروع به انجام حرکات کششی خاصی کرد و با انجام آن حرکات، ستون‌ها و دیوارهای خاکی ایجاد می‌شد. واضح بود که وردن یک توانایی زمینی سطح بالا را کپی کرده بود، اما پیتر فقط در این فکر بود که این چه ربطی به مبارزه‌ی او داره.

سپس متوجه شد که وردن همان مجموعه حرکات را مدادم تکر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی