فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 200

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 200: هشت منتخب

سالن اجتماعات به دو نیمه مساوی تقسیم شد که همه دانش آموزان سال اول در سمت چپ و دانش آموزان سال دوم در سمت راست سالن ایستاده بودند. این واقعیت که به همه دانش آموزان مدرسه و نه افراد یک‌سال خاص گفته شده بود دور هم جمع شوند، یعنی یک رخداد بزرگ در راه بود.

سپس افراد هر سال هم به دو بخش تقسیم می‌شدند. گروه‌بندی آنها براساس کلاس‌هایشان بود که هر کدام شامل ۵۰ نفر می‌شد. کوئین و وردن نسبتاً نزدیک به هم ایستاده بودند، در حالی که پیتر یک ردیف جلوتر از آنها ایستاده بود تا بتوانند او را زیر نظر داشته باشند. اما دخترها مستقیماً جلوی کلاس ایستاده بودند.

بخش آنها در نزدیکترین فاصله به استیج قرار داشت و در عقب‌ترین بخش سالن و نزدیک به درب خروج، گروه لوگان ایستاده بود. در کمال تعجب، به نظر می‌رسید که فکس در همان کلاس او بود. لوگان زیاد به کلاس‌ها نمی‌آمد و مطمئنا اگر شخص دیگری بود به‌خاطر این موضوع مجازات می‌شد. اما از آنجایی که لوگان دانشجوی ویژه‌ای از یک خانواده ثروتمند بود، امتیازات ویژه‌ای هم در اختیار داشت.

دوک در حال حاضر روی صحنه ایستاده بود و رو به دانش‌آموزان سخنرانی‌ای راجع به تمام دستاوردهایی که پایگاه تاکنون به دست آورده و اینکه برنامه آینده دانش‌آموزان سال اول و دوم برای بقیه سال چه خواهد بود را برایشان می‌گفت.

در حین گوش دادن به این حرف‌ها، وردن خودش را آماده می‌کرد، یا به طور خاص‌تر، او در حال آماده کردن شخص دیگری بود.

ووردن پرسید: «راتن، نقشه رو که یادت هست؟ به‌محض اینکه کارت تموم شد باید از اونجا بری کنار. مهمم نیست اگه یکی به‌نظر برای مبارزه کردن جذاب میومد یا روی مخت رفته، بعد از اینکه کارت تموم شد هممون باید فوراً ناپدید بشیم.»

راتن برگشت و گفت: «توام خفه نمیشیا. مخم رو خوردی از بس این حرفا رو بهم زدی. خودم می‌دونم که اگه باهات همکاری نکنم تا ابد همینطور روی مخم رژه میری.»

وردن از اینکه باید از راتن استفاده کند متنفر بود، اگر می‌توانست از خودش کارش را می‌کرد اما وظیفه ای که به او محول شده بود متکی بر دو توانایی او بود و وردن فقط می‌توانست یکی را کنترل کند، اما استفاده کردن از سیل هم کاملا از عقل به دور بود و تنها گزینه‌ی باقی مانده راتن بود و بس.

دو توانایی مورد نیازش قبلاً برای...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی