فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 207

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 207: توانایی جدید

درست زمانی که کوئین در این فکر بود که با پیتر چه کند. به‌نظر می رسید که سیستم پاسخی داشته باشد. اگرچه، همیشه صدای سیستم به معنی یک اتفاق خوب نبود و همین هم او را عصبی می‌کرد.

کوئین پرسید: «منظورت چیه که یه ایده‌ای برای پیتر داری؟»

سیستم توضیح داد: «ببین، در حال حاضر مسئله‌ی اصلی سر اینه که دیگه کسی نباید چهره‌ی شما رو ببینه و از طرفی هم پیتر رو نمیشه از اینجا خارج کنیم چون احتمال داره از کنترل خارج بشه. اما من یه راه حل برای پیتر دارم که می‌تونه هر دو مشکلمون رو برطرف کنه.»

حالا، کوئین منتظر قسمت نگران کننده بود.

«پیتر می‌تونه یک توانایی "تبدیل" رو یاد بگیره. وقتی که اون رو تبدیل کردی، پیتر دیگه توانایی اصلی خودش رو از دست داد و دیگه همون آدم قدیمی نیست. که همینم یعنی می‌تونه یه توانایی دیگه رو یاد بگیره.»

کوئین پرسید: «اما مگه خودت نگفتی که ما باید توانایی خاصی پیدا کنیم که بشه از اونا برای خونآشام‌ها هم استفاده کرد؟ مثل توانایی من و کتاب سایه. اون زمانم وقتی کتاب‌ها رو لمس کردم هیچکدوم بهم واکنشی نشون ندادن به‌جز همین یکی.»

«فکر کنم نیاز باشه که دوباره حرفم رو برات تکرار کنم. درسته که یک‌سری از توانایی‌ها رو فقط خوناشام‌ها می‌تونن استفاده کنن و یک‌سری‌ها رو هم فقط انسان‌ها ولی این بین هم یه مرزی وجود داره که هر دو طرف می‌تونن ازش استفاده کنن. توانایی تبدیل هم یکی از اوناست.»

توانایی تبدیل یک مورد محبوب در بین عموم مردم نبود چرا که این مهارت به فرد در مبارزه کردن هیچگونه کمکی نمی‌کرد. از همین رو هم بسیاری از افراد آن را نادیده می‌گرفتند.

با این حال، هر توانایی‌، کاربردهای خاص خودش را داشت.

با توانایی تبدیل، فرد می‌توانست ظاهر خودش را تغییر داده و کاملا شبیه دیگران شود. این بدان معنی بود که به راحتی می‌شد از آن برای نفوذ یا جاسوسی استفاده کرد. مشکل اینجا بود که هر زمان این افراد کشف می‌شدند، با یک ضربه کارشان تمام بود چرا که به‌جز تبدیل هیچ قدرت دفاعی و تهاجمی دیگری نداشتند.

کوئین پرسید: «پس چرا قبلا این پیشنهاد رو نداده بودی؟»

سیستم توضیح داد: «چون قبل از این احساس می‌کردم که بهتره منتظر یه توانایی قوی‌تر بمونی. یه توانایی که تو و پیتر رو قوی‌تر کنه. اما در حال حاضر، مهم‌ترین چیز در اینه که پیتر گرفتار نشه.»

سپس کوئین برای دیگران نیز توضیح داد که چه نقشه ای برای پیتر دارد. اینکه چگونه او هنوز توانایی خاصی را یاد نگرفته، تا بتواند توانایی تبدیل را فرا بگیرد. با این حال، یک مشکل در کل ماجر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی